الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
74
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
ابن اثير در نهايه و ابن منظور در لسان العرب ، " زرّ " را به استخوانى كه در زير قلب است و قوام قلب را به آن گفتهاند ، معنى كردهاند . حاصل اينكه : با مراجعه اجمالى به روايات و احاديث شيعه و اهل سنّت و زيارات معتبر مثل جامعه كبيره ، ارتباط وجود ساير ممكنات و بقاى زمين ؛ بلكه عالم ، نزول باران ، بركات و رحمتهاى الهى ، افاضه فيوضات و نعمتها به وجود امام عليه السلام في الجمله ثابت و مسلم است ؛ « 1 » البته شكى نيست كه يگانه راه نجات و امان از گمراهى ، شناختن امام ، قبول امامت او و پيروى از او است كه علاوه بر احاديث متواتر ثقلين و سفينه و امان ، حديث مشهور بين شيعه و اهل سنّت كه حميدى در " جمع صحيحين " آن را روايت كرده است ، با كمال تأكيد و توعيد بر آن دلالت دارد ، متن اين حديث به روايت حميدى ( در جمع صحيحين ) اين است : « مَنْ ماتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِيتَةَ الْجاهِلِيَّةِ » ؛ « 2 » « هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، مرده است ( مانند ) مردن جاهليت » . و فخر رازى از حضرت رسول عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مَنْ ماتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ، فَلْيَمُتْ إِنْ شآءَ يَهُودِيّاً وَإِنْ شآءَ نَصْرانِيّاً » ؛ « 3 » « هركس بميرد در حالى كه نشناخته باشد امام زمان خود را ، پس اگر
--> ( 1 ) . رجوع شود به كتابها و جوامع مثل كافى و وافى ، بحار و درر البحار و غيره . ( 2 ) . كشف الاستار ، ص 78 و 79 . ( 3 ) . المسائل الخمسون ، رسالهاى است از فخر رازى كه در ضمن مجموعهاى به نام « مجموعة الرسائل » در مصر در مطبعهء علميه كردستان ، در سال 1328 قمرى چاپ شده و اين حديث در صفحه 384 اين كتاب نقل شده است .