الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

58

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

دعوت اسلام مرتفع گشت . ارتداد و عقب‌گردى كه پس از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله « 1 » مخصوصاً در امر خلافت و رژيم حكومتى اسلام پيش آمد و منتهى به عثمان‌ها و معاويه‌ها و يزيدها و ساير بنى اميه و بنى عباس و ستمگران ديگر شد و نظام سياست و حكم و اداره جامعه اسلامى را به نظام حكومت‌هاى قيصرها و كسرىها برگرداند ، ابتدا با مقاومت و مخالفت رسمى افرادى انگشت شمار به رهبرى على و فاطمهء زهرا عليها السلام روبرو شد ، و پس از آن ، - اگرچه عقب‌گرد از دين به مرور زمان

--> ( 1 ) . برحسب اخبار مستفيض و بلكه متواتر حوض كه در معتبرترين جوامع حديث اهل سنّت ، مثل صحيح بخارى و صحيح مسلم و موطّأ مالك و مسند احمد روايت شده است ، رسول اعظم اسلام صلى الله عليه و آله خبر داد كه گروهى از اصحابش پس از وفات آن حضرت بىدين و مرتد گرديده ، و بازگشت به عقب و قهقرا مىنمايند ، و صدق خبر پيغمبر صلى الله عليه و آله ظاهر گشت . هنوز جسد اطهر پيغمبر صلى الله عليه و آله دفن نشده بود كه مرتجعان وارد ميدان شده ، و برنامه‌هايى را كه پيغمبر در امور ولايت و رهبرى امّت و لزوم تمسّك به كتاب و عترت اعلام فرموده بود كنار گذارده و سقيفه بنى ساعده ، نخستين مظهر رسمى اين ارتجاع گرديد . و اين همان ارتجاعى است كه زهراى مرضيه عليها السلام در آخر خطبه تاريخى در مسجد مدينه آن را محكوم فرمود و از جمله فرمود : « فَلَمَّا اخْتارَ اللَّهُ لِنَبِيّهِ دارَ أَوْلِيائِهِ وَمَأْوى أَصْفِيائِهِ ، ظَهَرَتْ فِيكُمْ حَسْكَةُ النّفاقِ ، وَسَمُلَ جِلْبابُ الدّينِ ، وَنَطَقَ كاظِمَ الْعاوِينَ ، وَنَبَغَ خامِلَ الْأَقَلّينَ ، وَهَدَرَ فَنِيقُ الْمُبْطِلِينَ ، فَخَطَرَ فِي عَرَصاتِكُمْ ، وَأَطْلَعَ الشَّيْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هاتِفاً بِكُمْ ، فَأَلْفاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِيبِينَ . . . » ؛ « وقتى خدا جان پيامبر خود را قبض كرد ، قومى به عقب برگشته و راه ارتجاع پيش گرفتند و راه‌هاى گوناگون ، آنها را گمراه كرد و به بيگانه اعتماد كردند و با غير رحم پيوند نمودند ، و سبب و وسيله‌اى را كه مأمور به مودّت و دوستى آن بودند ، ترك كردند و بنا را از اساسش كنده و در غير جايگاه خود بنا نمودند » . و در مكتوبى ( نامه 32 ، صبحى صالح ) كه به معاويه مرقوم فرموده است : پيروانش را كه پس از رهبران گذشته اين ارتداد ، وارث آنان شد ، نكوهش نموده و مىفرمايد : « فَجازُوا عَنْ وِجْهَتِهِمْ وَنَكَصُوا عَلى أَعْقابِهِمْ ، وَتَوَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ ، وَعَوَّلُوا عَلى أَحْسابِهِمْ » ؛ « كسانى كه گرفتار مكر و خدعه معاويه و اضلال او شدند ، از راه خدا بر كنار گرديده و به قهقرا برگشته و راه ارتداد و ارتجاع پيش گرفته و به حسب‌هاى پست و بىمايه و الغا شده ، اعتماد كردند » .