الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

63

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

نمىشود . نوع پنجم : ولايت تكوينى در تصرّف در كاينات ممكن است ، نه به عنوان نظم و تدبير ؛ بلكه بر حسب مصالح و مقتضيات خاص و عارض و ثانوى و خرق عادت ، چنان‌كه تحقيق آن در مطلب سوم از مطالب بخش نخست گذشت . و مخفى نماند اين ولايت و قدرت به دو نحو تصور مىشود ؛ يكى به اين نحو كه : به نفس ولىّ تأثيرى إعطا شود كه بتواند اين تصرفات را بنمايد ، و ديگر به اين نحو كه : خداوند متعال اكوان را مطيع و فرمانبر و مسخّر او قرار دهد ، مانند حضرت داود - على نبينا و آله و عليه السلام - كه در قرآن مجيد مىفرمايد : « وَأَلَنّا لَهُ الْحَدِيدَ » « 1 » و به عبارت ديگر : كاينات چنان شوند كه او بتواند در آنها تصرّف نمايد . تذكّر : چنان‌كه اشاره شد ، بنابر اين احتمال كه تكوين صفت ولايت باشد ، اين پنج نوع ولايت تكوينى كه مذكور شد ، همه در مقابل ولايت ازلى ذاتى و غير تكوينى الهى است ، چنان‌كه ولايت تشريعى جعلى يا به عبارت ديگر ، ولايت شرعى ، مثل ولايت جدّ و پدر كه به تشريع و جعل و اعتبار شارع ، به طور تأسيس يا امضا حاصل مىشود ، نيز غير از اين ولايت‌هاى پنجگانه است . احتمال ديگر ممكن است " تكوين " در عبارت " ولايت تكوينى " ، مانند صفت به حال متعلّق موصوف باشد و از آن ، ولايت بر تصرّفات عينى خارجى در امور تكوينى اراده شود ، كه بنابراين در مقابل ولايت شرعى مثل ولايت جدّ و پدر و ولايت شرعى بر نفس و مال ، و همچنين ولايت بر تشريع و جعل قانون و اعتبارات واقع مىشود و شامل آنها نمىشود ؛ ولى به طريق اولى شامل ولايت و قدرت مطلق و سلطنت

--> ( 1 ) . سوره سبأ ، آيه 10 .