الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
62
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
نوع چهارم : ولايت تكوينى و حادث است بر تصرف در كاينات ، به واسطه علومى كه شخص ، به طور اكتساب يا افاضه و الهام و وحى دارا مىشود ، چنانكه در مورد آن كسى كه علمى از كتاب داشت ، در قرآن مجيد مىفرمايد : « قالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنبا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ . . . » ؛ « 1 » « آن كس كه به علمى از كتاب الهى آگاهى داشت ، گفت : من پيش از آنكه چشم به هم زنى ، تخت را بدين جا مىآورم . . . » . حال اين علم چه علمى بوده است ، علم به يك حرف از حروف اسم اعظم بوده - چنانكه در بعضى از روايات و تفاسير است - يا علم به چيز ديگر ، فعلًا در آن بحث وارد نمىشويم ، چنانكه علم كتاب ممكن است علم به كتاب آفرينش و كلمات آن باشد ، كه صاحب آن روابط مخلوقات و كاينات را با يكديگر مىشناسد و روى اين شناسايى مىتواند كارهايى را انجام دهد و اين علم است كه هم موهوبى است و هم كسبى و تحصيلى كه رشته كسبى آن در عصر ما ترقّى و توسعه پيدا كرده و بر اثر اطّلاعاتى است كه از خواصّ اشيا به طور بسيار شگفتانگيزى روز به روز بيشتر مىشود . آنچه ممكن است از چنين ولايتى مورد ردّ و قبول واقع شود ، ولايتى است كه از علم موهوبى و لدنّى و تأييد من عند اللَّه حاصل شود ؛ ولى اجمالًا عقيده به چنين ولايت و تصرفاتى در حقّ اوليا ، به شرك و تفويض ارتباطى ندارد ؛ چون ولايت بر تغيير نظام نيست ؛ بلكه علم به نظام و روابط است با تعلّم از عالم غيب ، و وقتى قرآن در مورد بعضى افراد بشر بر آن صراحت داشته باشد ، فرض غلوّ هم در آن
--> ( 1 ) . سوره نمل ، آيه 40 .