الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
57
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
متصرف در عالم صغير است ، مشتمل بر عالمهاى بسيار است - مثل عالم گلبولهاى قرمز كه شامل تقريباً سى هزار ميليارد گلبول قرمز است و عالم گلبولهاى سفيد كه شامل حدود پنجاه ميليارد گلبول سفيد است ، عالم سلّولها كه حدود ده ميليون ميليارد است - در عالم كبير اين برنامه و تقدير الهى را قبول نكنيم ، با اينكه عالم كبير به داشتن چنين مركز ارتباط و همگامى و يك واحد بودن اولى است . به علاوه ، همانطور كه اين واحدها نيز واحدهاى بزرگتر و مركب را تشكيل مىدهند و واحدها نيز واحدهاى ديگر و بزرگتر را و از مجموع تمام اين واحدهاى كوچك و بزرگ ، عالم تشكيل شده است و در تمام اين واحدها ، ملاك و معيار ارتباطى - مثل قلب و روح در انسان - وجود دارد ، در تمام عالم نيز اين قانون به تقدير خدا وجود دارد كه عالم ، واحد خاصّى است و امام قلب و مركز آن است كه اگر نباشد ، ارتباط اجزاى عالم بر هم مىخورد و نظام عالم به وجود او باقى است ، چنانكه وقتى تصرف روح از بدن قطع گردد ، از صلاحيت ارتباط با يكديگر ساقط مىشوند ؛ بلكه صورت و هيأت آنها از ميان مىرود ، و واحدهايى كه تقوّمشان به روح و حيات نبوده ، باقى مىمانند . پاسخ اين بيان چنين است كه : امّا قطبيت : اگر مراد اين باشد كه به تقدير عزيز عليم ، ولىّ و امام در كاينات به منزله مدار و هسته مركزى است كه تكويناً حركات متحرك و اوضاع كاينات و بقاى ثوابت و سيارات - از اتمها تا منظومهها و كهكشانها - به وجود او ارتباط دارد و خواست و اراده خدا بر اين تعلّق گرفته است كه : امام ، محور عالم امكان و قلب آن باشد و بقاى همه مرتبط به او باشد ، چنانكه بقاى انسان و اعضا و جوارح او را به قلب و كار آن ارتباط داده است ، و چنانكه سازنده يك ماشين و دستگاه ، بقا و كار آن را به اجزاى مهم آن ارتباط مىدهد . اين معنى قابل تصديق است ؛ بلكه ادلّه و شواهدى بر آن مىتوان اقامه كرد ، كه :