الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
56
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
وَالْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » ؛ « 1 » « خدا است كه در جوف زمين ، دانه و هسته را مىشكافد و زنده را از مرده و مرده را از زنده پديد مىآورد . آنكه مىتواند چنين كند خدا است ، چرا به دروغ نسبت خدايى را به آنان كه نمىتوانند اين كار را انجام دهند ، مىدهيد * خدا است شكافنده پرده صبح گاهان و شب را براى آسايش خلق او مقرر داشته و خورشيد و ماه را به نظمى معين به گردش آورده ، اين خداى مقتدر دانا است » . با وجود اينگونه آيات كه در قرآن مجيد بسيار است ، ديگر مجال براى توهّم صحّت اين ولايت براى غير خدا نيست . نوع سوم : ولايت تكوينى عامّه حادث و غير مستقل - به نحوى كه در مطلب چهارم از مطالب بخش نخست مذكور شد - كه گفتيم : اگرچه شرك نيست و از آن محذور تفويض لازم نمىآيد ؛ ولى مخالف ظواهر و اطلاقات كثيرى از آيات قرآن مجيد است و دليل كافى و قاطعى بر آن نداريم تا ظواهرى را كه دلالت بر افعال بدون واسطه دارند و لااقل اطلاق دارند ، به افعال مع الواسطه حمل نماييم يا مقيّد به آن نماييم ، چنانكه در بعضى از موارد ، خود آيات قرآن قرينه بر عدم اطلاق آيات ديگر و صرف ظاهر آن مىشود . اگر گفته شود : پس معناى قطب بودن ولىّ و اينكه زمين به وجود حجت باقى و برقرار است و خالى از حجت نخواهد ماند ، و اينكه مىگويند : مَثَل امام نسبت به عالَم كبير ، مثل قلب است نسبت به عالم صغير ، چيست ؟ چرا همانگونه كه قلب
--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 95 و 96 .