الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
52
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
غرض سائل - اگر جوياى حقيقت باشد - اين نيست كه اين دو لفظ شرح و تفسير شوند و دلالت آنها ، برحسب لفظ يا اصطلاح معلوم گردد ؛ بلكه مقصود اين است : معنايى كه از آن در عرف يا اصطلاح اراده مىكنند و مورد نفى و اثبات قرار مىدهند ، برحسب عقل و كتاب و سنّت ، حقّ است يا باطل ؟ و اگر سائل اهل فتنه و اضلال باشد ، همينگونه جوابها را دستاويز قرار داده و آن را نشانه عجز علما و دانشمندان از ردّ شبهات معرفى مىكند و بر اضلال و اغوا ، جرىتر و گستاختر مىگردد . به يارى خداوند متعال - براى اينكه در توضيح مطلب اشتباهى روى ندهد - نخست به تمام معانى و مفاهيمى كه ممكن است مدلول و مفهوم اين دو لفظ ( ولايت تكوينى و ولايت تشريعى ) باشد ، اشاره مىنماييم ، سپس حقّ يا باطل بودن هر معنايى را بررسى و تحقيق مىكنيم : مفهوم و مدلول لفظى ولايت تكوينى در ولايت تكوينى ، ممكن است تكوين صفت ولايت باشد ، و در مقابل ولايت ازلى قديمى و غير حادث و غير تكوينى الهى اطلاق شود و به عبارت ديگر ، از آن ولايت غير تكوينى الهى اطلاق شود و به ديگر عبارت ، از آن ولايت حادث و ايجاد شده اراده شود . بنابر اين احتمال ، ولايت تكوينى چند نوع است : نوع اوّل : سلطنت و ولايت تكوينى شخص بر نفس خود و بر آنچه مسخّر هر انسان است كه متعلق احكام شرعى و متعلق ولايت تشريعى - به برخى از معانى آن كه خواهيم گفت - قرار مىگيرد ؛ مثلًا شخص بر نفس خود قدرت دارد و مىتواند آن را نابود كند ؛ ولى شرعاً القاى نفس در هلاكت و خودكشى حرام بوده و ولايت