الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
40
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
بلى ، اين مقدار جايز است كه كسى بگويد ، فيض وجود و رحمت و هدايت و ساير فيوض ، از آنها و به واسطهء آنها به مفاض مىرسد و آنها با امر خداى تعالى و تقدير او ، فيوضش را به ديگران مىرسانند و واسطه در ايصالند ، چنانكه در مورد حضرت آدم - على نبينا و آله و عليه السلام - قرآن مجيد تصريح دارد كه خداوند به آدم اسما را تعليم فرمود و سپس به آدم امر فرمود كه به ملائكه خبر دهد و به عبارت ديگر گفت هشود كه ارادة اللَّه و مشية اللَّه بر اين تعلق گرفته است كه فيض او از اين مجارى به ديگران برسد ، چنانكه مشية اللَّه بر اين جارى شده است كه تكثير ذريّه آدم و هر حيوان و جنبندهء ديگر - مگر در بعضى از موارد نادر - به توالد و تناسل انجام بگيرد هرچند بدون آن هم خدا قادر است ، و ظاهراً اين بيان هم بازگشت به همان بيانات گذشته دارد ؛ اگر مقصود اين باشد كه آنان در ايجاد مخلوقات ، منزلتى مثل منزلتى كه خدا براى پدر و مادر در پيدايش فرزند قرار داده دارند ، كه به هيچ وجه علّت فاعلى شمرده نمىشود ، بلكه نظير اسباب معدّه مىباشند ، و صرف جريان مشيت خدا و تقدير او در پيدايش مخلوقات به اين نحو است ، شرك نبوده و مخالف توحيد افعالى نمىشود ، امّا چنانكه در مطلب چهارم گفته شد دليلى قاطع از قرآن و احاديث ، بر اين مطلب كه مشية اللَّه - به طور كلى و مطلق - به اين نحو قرار گرفته و بدون واسطه ، ايجاد و خلق و امور و افعال ديگر ، از خدا صادر نمىشود نداريم بلكه ظواهر زيادى از آيات و احاديث ، خلاف آن را ثابت مىنمايد . و اگر مقصود اين است كه آنان اگرچه فاعل مستقل نمىباشند ، ولى به اذن خدا و امر او ، مأمور و مأذونند كه فيض را به ديگران برسانند و رساندن فيض فعل آنها است ، هرچند مأمور خدا و عامل اجراى مشيت او باشند ، چنانكه در مورد تعليم آدم به ملائكه ، رساندن فيض عالم به ملائكه آن افعال فعل ملائكه است ، هرچند مأمور و مجرى مشيّت حقّ بودند . اين معنى و منصب نيز به طور كلى و مطلق ، براى