الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
32
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
5 - پيرامون غلوّ اعتقاد به امكان اينكه خداوند ، ممكنات را مطيع و فرمانبر بشرى قرار دهد ، يا بشر مانند فرشته ، مناصب يا مأموريتهايى در داخل سازمان كاينات و رتق و فتق امور و امر خلق و رزق داشته باشد ، مثل ملائكهء صورت گر ، يا ملائكهء موكَّل بر امطار و سحاب و حتى حاملان عرش ، شرك نيست ولى بعضى ممكن است از طريق « غلو » اينگونه عقايد را مورد اشكال قرار دهند و بگويند : « اين مناصب از خواصّ ذاتى ملائكه است و بشر اين خواص را ندارد و اعتقاد به اينكه فردى از افراد بشر اين مناصب را دارد ، اعتقاد به ارتفاع و خروج او از عالم بشريّت است ، مانند اينكه كسى بگويد ، انبيا مثل ملائكه بالذات خوردن و خوابيدن و خسته شدن و بيمارى و گرسنگى و تشنگى و رنج و درد ندارند . اين عقيده اگرچه شرك نيست چون ملائكه اين عوارض را ندارند ، ولى غلوّ است . بنابراين اگر كار و عملى كه مقتضاى ذات بشرى نيست ، از نبى و ولى ظاهر شود ، خرق عادت بوده و حقيقتاً فعل خدا است » . امّا پاسخ از اين توهم اين است كه : اوّلًا : از كجا مىگوييد مداخلهء ملائكه در امورى كه مأموريت دارند ، و مناصبى كه برعهده دارند ، از خواص ذات آنها است ، تا بنابر اينكه خاصه مشترك بين آنها و انسان نباشد ، قول به آن نسبت به بشر غلوّ باشد ؟ بلكه ممكن است مأموريت و منصب باشد و بعضى از افراد بشر نيز مانند آنها مناصب غيبى داشته باشند . مانند بندهاى كه در سوره كهف ، شرح ملاقات حضرت موسى عليه السلام با او مذكور است ، و مأموريتهاى غيبى و باطنى و غير عادى انجام مىدهد . و مؤيد اينكه اين مناصب خاصيت ذات ملائكه نيست ، اين است كه هر كدام از ملائكه ، قائم به منصبى و مختص به مأموريتى هستند ، در حالى كه اگر خاصيت ذات آنها بود ، بايد