الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

35

نيايش در عرفات (فارسى)

خلاصه لازمهء اين حرف ، جمع بين وجود و عدم ، هستى و نيستى در حال و زمان واحد خواهد بود كه عقلًا محال است . و همچنين ممكن نيست كه هيچيك از اجزاى اين پديده ، پديدآورنده كل آن باشد ؛ چون لازم مىشود كه اين جزء پديدآورنده خود باشد . پس بايد پديده باشد تا خود را پديد آورد و بايد پديده نباشد تا پديد آورده شود . بازهم در آن واحد هم باشد و هم نباشد . على هذا حكم تمام اجزا كه پديده هستند و چنان كه گفتيم در تمام جهات پديده‌هاى كوچك شبيه پديده‌هاى بزرگند ، بر كل عالم كه واحد بزرگ و پديده است جارى است . و پديده خاصّيتش چنان كه در ميليارد و ميلياردها پديده‌ها مىبينم ، پديد آمدن است و بىآغاز و ابتدا نيست و لذا كل عالم و واحد بزرگ پديده‌ها بايد از خارج خود ، پديد آورنده‌اى داشته باشد و آن همان ذات مقدسى است كه به آن « اللَّه » و خدا مىگويند . بنابراين جهان‌بينى تمام عالم هستى به دو واحد تقسيم مىشود كه يكى اصل و ديگرى فرع است . يكى « اللَّه » كه خالق است و ديگرى مخلوق و يكى پديده و ديگرى پديد آورنده ، يكى غيب و ديگرى ظاهر ، يكى مركب از واحدهاى كوچك و بزرگ بىشمار و يكى بسيط و بىجزء و منزّه از مشابهت به واحد فرع . اين حقيقتى است كه قرآن كريم در يك آيهء كوتاه آن را بيان كرده مىفرمايد :