الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
98
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
مىباشد ، مورد عنايت امام عليه السلام قرار گرفته است . و اين به دو جهت است : يكى اينكه اصل وجود « اللَّه » و خالق جهان اگرچه مورد انكار برخى قرار گرفته است ولى وقتى بشر به فطرت خود رجوع كند ، در آن جاى اظهار شك و ترديد نمىبيند و آن را يكى از بديهياتى مىشناسد كه هر كس كه پاكى فطرتش محفوظ مانده باشد ، بر آن گواهى مىدهد كه اين ، از مسائل دشوار و پيچيده و فكرى و عميق الهيّات نيست و اگر شدّت ظهور شىء موجب خفا و قرب در آخرين درجه مانع رؤيت نمىگشت ، شايد از الحاد اثرى نبود ولى شدّت ظهور ذات الهى ، موجب خفاى آن شده است ، كه « الشّيء إذا جاوز حدّه انعكس ضدّه » . اى تو مخفى در ظهور خويشتن * وى رخت پنهان به نور خويشتن * حجاب روى تو هم روى تست در همه حال * نهانى از همه عالم ز بس كه پيدايى * چندين هزار ذرّه سراسيمه مىروند * در آفتاب و غافل از آن كافتاب چيست و چه خوب گفته است شاعر : لقد ظهرت و لا تخفى على أحد * إلّا على أكمة لا يعرف القمر لكن بطنت بما أظهرت محتجبا * فكيف يعرف من بالعرف استترا « 1 » همچنين در دعاى عرفه آمده است :
--> ( 1 ) . در مثل مىگويند كه ماهيان دريا نزد ماهى دانا و آگاهى حاضر شدند و به او گفتند : مىگويند كه زندگى ما از آب است ، آب را به ما نشان بده . ماهى دانا به آنها پاسخ داد : شما چيزى غير از آب را به من نشان بدهيد تا من آب را به شما نشان دهم .