الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
99
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
مَتى غِبتَ حَتّى تَحتاجَ إِلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ ، وَ مَتى بَعُدتَ حَتّى تَكونَ الأثارُ هِيَ الَّتي توصِلُ إِلَيكَ ؟ عَمِيَت عَينٌ لا تَراكَ وَ لا تَزالُ عَلَيها رَقيباً ، وَ خَسِرَت صَفَقَةُ عَبدٍ لَم تَجعَل لَهُ مِن حُبِّكَ نَصيباً . « 1 » كى پنهان بودى تا نيازمند باشى به دليل و راهنمايى كه بر تو دلالت كند ، و كى دور بودى تا نشانهها وسيلهء وصول و رسيدن به تو شوند ؟ كور باد چشمى كه تو را نمىبيند و حال آنكه تو پيوسته بر او نگاهبانى ، و زيان كند سوداى بندهاى كه به او از دوستى خود نصيبى ندادى . و چه زيبا سروده است شاعر پارسىگو فروغى بسطامى : غايب نهاى ز ديده كه پيدا كنم تو را * پنهان نگشتهاى كه هويدا كنم تو را با صدهزار جلوه برون آمدى كه من * با صدهزار ديده تماشا كنم تو را دوم اينكه مخاطب اميرالمؤمنين عليه السلام اشخاصى بودهاند معترف به خدا ، و سخن حضرت با كسانى بوده است كه در وجود خدا اظهار شك نمىكردند ولى نياز داشتهاند كه عقايد و معارف آنها در مورد خدا تصحيح و تكميل شود و صفات جلال و جمال و افعال او را بشناسند و به فروغ مباحث الهى به طور تفصيل رهبرى شوند تا معرفت جزو جانشان گردد و نور فطرت ، هرچه بيشتر تمام نواحى وجودشان را روشن سازد و آثار عملى معرفت ، در اعضا و جوارحشان پيدا شود . حتّى بيانات و تعبيراتى چون « الدّالِّ عَلى وُجودِه بِخَلقِه ، وَ بِمُحدَثِ خَلقِه عَلى أَزَليَّتِه » « 2 » و جملهء « الدّالُّ عَلى قِدَمِه بِحُدوثِ خَلقِه ، وَ بِحُدوثِ خَلقِه عَلى وُجودِه » « 3 » بيان اوصاف فعليّهء
--> ( 1 ) . مفاتيحالجنان ، دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفه . ( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 152 . ( 3 ) . همان ، خطبهء 227 .