الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

438

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

بيت‌الحرام خود گردانيد ؛ بيتى كه آن را براى مردم قيام و وسيلهء برپايى و ايستادن امور قرار داد . سپس نهاد آن خانه را در دشوارترين بقعه‌هاى زمين از جهت سنگ ، و كمترين شهرهاى زمين از جهت خاك و كلوخ ، و تنگ‌ترين واديها از حيث ناحيه و قطر ، در ميان كوههاى خشن و درشت ، و ريگهاى نرم ، و چشمه‌هاى كم‌آب ، و درّه‌هاى جدا و بريده‌شده از يكديگر كه در آنها نه شتر فربه مىشود و نه اسب و نه گاو و گوسفند . سپس آدم عليه السلام و فرزندانش را امر فرمود كه به سوى آن متوجّه گردند . پس بيت‌الحرام محلّى براى منفعت بخشيدن سفرها و انداختن بارهايشان گرديد . ميل كند به سوى آن ميوه‌هاى دلها از بيابانهاى بىآب و علف دور و دراز ، و از بلنديهاى درّه‌هاى عميق ، و از جزيره‌هاى پراكندهء درياها ، تا اينكه به حركت درمىآورند با خضوع و فروتنى دوشهاى خود را [ براى خدا در سعى و طواف ] ، و در اطراف خانه لا إله الّا اللَّه مىگويند ، و مىدوند بر قدمهايشان ژوليده‌مو و غبارآلوده ، در حالى كه انداخته‌اند لباسهايشان را بر پشت سرشان ( لباس عادى خود را درآورده و جامهء احرام بر تن كرده‌اند ) ، و با رها كردن موها و نگرفتن آنها محاسن و زيباييهاى [ جسمانى ] خود را به زشتى درآورده‌اند . [ همهء اينها ] ابتلايى بزرگ ، و امتحانى دشوار ، و آزمايشى سخت ، و آزمودنى كامل و تمام است . خدا آن را سبب رحمت خود و رسيدن به بهشت قرار داده است . اگر خداى سبحان مىخواست كه بگذارد بيت‌الحرام و مشاعر عظام خود را ميان باغها و نهرها ، و زمين نرم و هموار ، و درختهاى بسيار ، و ميوه‌هاى در دسترس و نزديك ، و ساختمانهاى به هم پيوسته ، و روستاهاى نزديك به يكديگر ، ميان گندم مايل به سرخى ، و مرغزار سبز و خرّم ، و كشتزارهاى مشتمل بر باغ و بستان ، و عرصه‌هاى پرآب ، و زراعتهاى شاداب و تازه ، و راههاى آباد ، هرآينه قدر جزا و پاداش را كوچك مىكرد به قدر ضعف بلا و امتحان . و اگر پايه‌هايى كه حرم بر آنها بنا شده و سنگهايى كه ديوارهايش را برآورده زمرّد سبز و ياقوت سرخ و نور و روشنى بود ، هرآينه اين وضع ساختمان زد و خورد شك