الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

433

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

خود را مىكند و به زندگى نابخردانهء او خاتمه مىدهد و نيز مَثَل او مَثَل بيمارى است كه بخواهد در نسخه و دستور پزشك بىآنكه خودش پزشك باشد ، تحقيق كند . بنابراين دانستن فلسفه و فوايد احكام مسأله‌اى است علمى كه در حدودى كه روشن مىشود ، درك ايمانى و وجدان مذهبىِ شخص و اعتقاد او را به اصول دين زياد مىكند ، و گرنه در باب عمل به فروع و احكام و مقام اطاعت ، هرچه قدمِ تسليم و اخلاص شخص راسخ‌تر و صادقانه‌تر باشد ، مرتبهء عبادت و اطاعت او بالاتر است ، و فقط اگر شخص مجتهد است بايد از مدرك حكم در كتاب و سنّت فحص نمايد ، و اگر مجتهد نيست از مجتهد تقليد كند . اين نكته هم ناگفته نمانَد كه اگر احكام شرعيّه به پنج قسم تقسيم شده است : واجب و مستحب و حرام و مكروه و مباح ، معلوم مىشود كه اين تقسيم براى جلب مصالح واجبات و دفع مفاسد محرّمات ، و اهميّت مصلحت يا مفسده و عدم اهميّت آن است . نكتهء ديگر اين است كه در قرآن مجيد در موارد متعدّد به مصالح اعمال مورد امر و مفاسد افعال مورد نهى تصريح شده است ، مانند مفاسد شرب خمر و قمار ، يا مصالح نماز و روزه و حج و . . . . در احاديث شريفه نيز روايات بسيارى در اين موضوع وارد شده است و مردم با مراجعه به آنها ، مىتوانند تا حدّى با علل و حكمت احكام آشنا شوند كه قسمت عمده‌اى از اين احاديث را صدوق رحمه الله در كتابى به نام علل‌الشّرايع جمع‌آورى كرده است . و امّا نهج‌البلاغه : در خطبهء قاصعه ( 234 ) مىفرمايد :