الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

431

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

اقتصادى و اخلاقى و اجتماعى و سياسى و معاملى ، و آداب مختلف و حتّى بهداشت تن و روان و غير آن ، عيناً در اين جهت نمونهء عالم تكوين است . اوّلًا به طور كلّى معلوم است كه در تشريعيّات و احكام ، جلب مصالح و دفع مفاسدى منظور است . ثانياً فلسفهء بسيارى از اين احكام بالاجمال يا بالتّفصيل از ابتدا در كتاب و سنّت بيان و به مرور زمان معلوم شده است . ثالثاً در مواردى كه حكمت آن ناشناخته مانده است ، چه بسا آينده آن را روشن سازد و شايد هم كه مصلحت در مخفى ماندن آن باشد . مع‌ذلك با اينكه معلوم نبودن و معلوم نشدن فلسفه و فايدهء حكمى ، ايجاد شبهه‌اى نمىكند ، كاوش و جست‌وجو از فلسفه و فوايد و حكمتهاى احكام به منظور شناختن بيشتر حقيقت اسلام و معرّفى متانت و كمال اين دين قويم ، و رشد بصيرت و فكر ، و كمال يقين ، و ايمان به مبدأ و نبوّت و معاد ، جايز بلكه راجح و لازم است و وسيلهء صعود به مراتب بلند و بلندترِ خداشناسى و اسلام‌شناسى است ، ضمن اينكه شخص‌را به حق‌شناسى از نعمت دين و اسلام و رسالت پيغمبر اعظم صلى الله عليه و آله وادار مىسازد . امّا به استناد اين موضوع ، كسى نبايد بگويد : « تا مصلحت عموم احكام يا خصوص حكمى بر من پوشيده شده است به آن عمل نمىكنم » .