الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
389
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
أَرضُهُم بِالخَسفَةِ خُوارَ السِّكَّةِ المُحماةِ فِي الأَرضِ الخَوّارَةِ . اى مردم ! اين است و جز اين نيست كه مردم را رضايت و خشم جمع مىكند ، و اين است و جز اين نيست كه ناقهء ثمود ( قوم صالح پيغمبر ) را مردى از ايشان پى نمود ، پس خداوند همهء آن قوم را عذاب فرمود ، چون همه به جرم و گناه آن يك تن راضى شدند . پس فرمود : « آنها ناقه را پى كردند ، و چون صبح شد پشيمان گشتند » . طولى نكشيد كه زمينشان صدا كرد و فرو رفت همچون صداى فرو رفتن گاوآهن تيزشده در زمين نرم . در خطبهء 230 مىفرمايد : وَ استَتِمّوا نِعَمَ اللَّهِ عَلَيكُم بِالصَّبرِ عَلى طاعَتِه وَ المُجانَبَةِ لِمَعصِيَتِه . اتمام نعمتهاى خدا را بر خودتان به صبر بر طاعت خدا و جدايى و كنارهگيرى از معصيت او طلب كنيد . در خطبهء 234 مىفرمايد : فَمَن ذا بَعدَ إِبليسَ يَسلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثلِ مَعصِيَتِه ؟ كَلّا ! ما كانَ اللَّهُ سُبحانَهُ لِيُدخِلَ الجَنَّةَ بَشَراً بِأَمرٍ أَخرَجَ بِه مِنها مَلَكاً . إِنَّ حُكمَهُ في أَهلِ السَّماءِ وَ أَهلِ الأَرضِ لَواحِدٌ وَ ما بَينَ اللَّهِ وَ بَينَ أَحَدٍ مِن خَلقِه هَوادَةٌ في إِباحَةِ حِمىً حَرَّمَهُ عَلَى العالَمينَ . بعد از ابليس كيست آنكه سالم بمانَد [ از خشم و عِقاب خدا ] به مثل معصيت او ؟ حاشا ! چنان نيست كه خداى سبحان بشرى را داخل بهشت كند به امرى و كارى كه خارج كرد به خاطر آن از بهشت فرشتهاى را . « 1 » به درستى كه حكم او
--> ( 1 ) . در اينكه ابليس از جن بوده يا از فرشتگان ، و اگر از فرشتگان بوده اطلاق جن بر او در مثلآيهء كريمهء « وَ كانَ مِنَ الجِنّ » به اين جهت است كه گروهى از فرشتگان كه خازنان « جنان » مىباشند جن ناميده شدهاند چنان كه مخلوقى را كه غير از انس و ملائكهاند جن ناميدهاند يا به اشتراك لفظى يا معنوى با اينكه « كان » به معنى « صار » است ، و اگر از فرشتگان نبوده فرمايش امام عليه السلام در اينجا بر منوال « وَ إِذ قُلنا لِلمَلائِكَةِ اسجُدوا » است ، مطالب و تحقيقاتى هست كه چون دنبال كردن آن با دقّت در آيات قرآن مجيد و روايات و اقوال اهل تفسير و بيان آنچه به نظر صواب يا نزديكتر به صواب است طولانى مىباشد و فايدهء عملى نيز براى آن به نظر نمىرسد و از مسائل اعتقادى هم نيست ، در اينجا از طرح بحث آن خوددارى شد .