الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
351
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
قوّهء حافظه ( و اينكه بخواهد چيزى را با مراجعه و نحو ديگر حفظ و ضبط نمايد ، يا آنكه حفظ مىكند و نگه مىدارد . يعنى همهء اشياء را حفظ و نگهدارى مىكند و به چيزى كه خود او را نگه دارد احتياج ندارد و از ضرر و گزند چيزى و خطرى تحفّظ نمىكند زيرا هيچ چيزى به او ضرر نمىزند و كم كردن از عزّت و جلال او امكانپذير نيست ) ، و اراده مىكند ولى به ضمير نمىآورد ( زيرا ارادهء او چون ارادهء مخلوق ، مسبوق به انديشه و مطالعه و بررسى نيست ) . دوست مىدارد و راضى مىشود نه از روى رقّت و احساسات قلبى ، و دشمن مىدارد و خشم مىگيرد نه به مشقّت ( مانند ديگران كه خشم و غضب ، آنها را ناراحت مىكند ) . وقتى ارادهء بودن چيزى را بنمايد مىگويد : « باش » ، پس مىباشد [ امّا ] نه به آواز و صدايى كه بگويد ، و نه به ندا و خواندنى كه شنيده شود . و اين است و جز اين نيست كه كلام خداى سبحان فعلى و كارى است از او كه آن را ايجاد كرده و مثل آن كلام پيش از اين [ انشاء و ايجاد ] نبوده است و اگر قديم بود ، هرآينه خداى دوم بود . گفته نمىشود كه او بود بعد از آنكه نبود ، تا صفات پديدارشدهها بر او جارى گردد ، و ميان او و محدثات ( پديدارشدهها ) فرقى و فصلى نباشد و خدا را بر آنها فضلى و برترى نباشد ، پس صانع و مصنوع برابر گردند ، و آفريننده و آفريدهشده همسان و همطراز شوند . و نيز در اين خطبه است : هُوَ الظّاهِرُ عَلَيها بِسُلطانِه وَ عَظَمَتِه ، وَ هُوَ الباطِنُ لَها بِعِلمِه وَ مَعرِفَتِه ، وَ العالي عَلى كُلِّ شَيءٍ مِنها بِجَلالِه وَ عِزَّتِه . لا يُعجِزُهُ شَيءٌ مِنها طَلَبَهُ ، وَ لا يَمتَنِعُ عَلَيهِ فَيَغلِبَهُ ، وَ لا يَفوتُهُ السَّريعُ مِنها فَيَسبِقَهُ ، وَ لا يَحتاجُ إِلى ذي مالٍ فَيَرزُقَهُ . اوست غالب بر زمين [ و آنچه در آن است ] به سلطنت و عظمت خود ( يعنى بر