الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

352

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

همه چيز استيلا و تسلّط دارد و همه منقاد ارادهء اويند ) ، و اوست باطن بر زمين به علم و شناسايى خود ( يعنى از باطن زمين و اوضاع مخفى آن و از نهانيها و تمام اسرار ما آگاه است ) ، و برترى و بلندىدارنده است بر هر چيزى به جلال و عزّت خود ( يعنى علوّ و ارتفاع حق بر ديگران نه علوّ ظاهرى و مادّى و علوّ جسمى بر جسمى است بلكه علوّ معنوى و حقيقى است به صفات جلاليّه‌اى كه دارد ) . عاجز نمىكند او را چيزى را كه از آن طلب كرده باشد ( يعنى نمىتواند بر خلاف طلب او عمل كند و از او بگريزد ) ، و امتناع و نافرمانى از او [ و امر او ] نمىكند تا بر او غالب گردد ( يعنى مسألهء نافرمانى و خوددارى از قبول فرمان او در امور تكوينى در بين نيست زيرا در موارد مغالبه و طرفيّت و كشمكش است كه بحث غالب و مغلوب به ميان كشيده مىشود و در مورد خدا و مخلوقات ، اين جريان امكان وجود ندارد و اگر در بعضى از موارد خدا را غالب و ديگران را مغلوب مىدانيم ، مجازاً و بالمسامحه و از جهت توهّمى است كه چه بسا براى بعضى پيش آيد و گمان كنند كسى با او در مقام ستيز و معارضه برآمده است . يا معنى اين است كه نافرمانى و امتناع نيست تا آنكه نافرمانى مىكند ، بر خدا غالب گردد ) ، و فوت نمىشود و شتاب‌كننده‌اى از او نيست تا بر او سبقت گيرد ، و محتاج به صاحب مالى نيست كه او را روزى دهد . در خطبهء 233 مىفرمايد : الَّذي عَظُمَ حِلمُهُ فَعَفا ، وَ عَدَلَ في كُلِّ ما قَضى ، وَ عَلِمَ بِما يَمضي وَ ما مَضى . مُبتَدِعِ الخَلائِقِ بِعِلمِه ، وَ مُنشِئِهِم بِحُكمِه بِلَا اقتِداءٍ وَ لا تَعليمٍ ، وَ لَااحتِذاءٍ لِمِثالِ صانِعٍ حَكيمٍ ، وَ لا إِصابَةِ خَطَاٍ ، وَ لا حَضرَةِ مَلَأٍ . آنچنان خدايى كه بردبارى او بسيار است و مىبخشد ، و عدالت مىكند در هرچه حكم كند ، و مىداند آنچه را مىگذرد و گذشته است . آفرينندهء خلايق