الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
316
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
لا مَنظورَ إِلَيهِ مِن خَلقِه » و « مُتَوَحِّدٌ إِذ لا سَكَنَ يَستَأنِسُ بِه وَ لا يَستَوحِشُ لِفَقدِه » . علاوه بر اينها به مسألهء تفسير نفى صفات نيز عنايت داشته است كه به معنى نفى صفت مثل سميعيّت يا بصيريّت يا عالميّت به طور اطلاق نيست بلكه به معنى اثبات سميعيّت مطلقه و بصيريّت مطلقه و عالميّت مطلقه بدون قيد و شرط و آلت و وسيله و به معنى نفى سميعيّت و بصيريّت و عالميّتى است كه در ممكنات تصوّر مىشود . اين نكته هم ناگفته نمانَد كه صفات سلبيّه بر دو قسم است : صفاتى كه ذات از اتّصاف به آنها منزّه و مبرّاست و از آن تعبير به صفات سلبيّهء ذاتيّه مىكنيم كه اگر به فرض محال ، ذات به آن اتّصاف مىيافت ، صفت ذاتى محسوب مىشد ؛ و صفاتى كه خداوند متعال از فعل آنها منزّه است و از او صادر نمىشود ، مثل ظلم و كار لغو و عبث . در قرآن مجيد در آيات متعدّد به سلب اين هر دو قسم تصريح شده است ضمن اينكه تسبيح هم در آيات كثيره مثل « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الأَرضِ » « 1 » و « إِن مِن شَىءٍ إِلّا يُسَبِّحُ بِحَمدِه » « 2 » و « كُلٌّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسبيحَهُ » « 3 » و « سُبحانَ اللَّهِ » بر تنزيه خداوند متعال از صفات نقص و سلبى دلالت دارد . امّا در نهجالبلاغه آنچه راجع به صفات سلبى و نعوت خدا در ضمن جملههاى سلبى و نفيى آمده ، بسيار است . از جمله در خطبهء 64 مىفرمايد : الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي لَم تَسبِق لَهُ حالٌ حالًا . سپاس مختصّ خدايى است كه هيچ صفتى از صفات او بر صفت ديگرش
--> ( 1 ) . جمعه ( 62 ) آيهء 1 . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 44 . ( 3 ) . نور ( 24 ) آيهء 41 .