الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
27
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
حاصل نشد » . سپس كلام را به اينجا مىرسانَد كه : حكمت و بحث در امور الهى ، فنّ احدى از عرب نبود و در اصاغر و اكابر آنها سابقه نداشت و نخستين كس از عرب كه در اين علوم خوض كرد ، على عليه السلام بود كه مباحث دقيق توحيد و عدل در سخنانش پراكنده است ، و در كلام احدى از صحابه و تابعين كلمهاى در معارف الهى نخواهى يافت زيرا آنها اهل تصوّر اين حقايق نبودند . بعد سخن را دنبال مىكند و اثبات مىنمايد كه تمام علماى اسلام در اين علوم ، شاگرد مكتب على عليه السلام بودهاند و در ضمن شرح جملهء « دائِمٌ لا بِأَمَدٍ » مىگويد : اين نيز از دقايق علم الهى است و عرب كمتر از آن است كه اين را بفهمد يا بگويد ، ولى اين مرد ( على عليه السلام ) از جانب خدا ممنوح به فيض مقدّس و انوار ربّانى بوده است . « 1 » و در ضمن شرح خطبهء اشباح ( خطبهء 90 ) كه از جلائل خطب به شمار مىرود و زبان و بيان چون منى از شرح عظمت و ارزش آن الكَن است ، مىگويد : وقتى اين گونه كلام ربّانى و لفظ قدسى على به ميدان بيايد فصاحت عرب باطل مىشود و نسبت هر فصيحى به او و كلام او نسبت خاك به طلاى خالص مىگردد ، و اگر هم فرض كنيم كه عرب بر گفتن مثل اين سخنان و الفاظ فصيح يا شبيه به آن توانا باشد ، از كجا به اين مواد و معانى و مضامين كه اين الفاظ متضمّن آنهاست دست يابد و از كجا عرب جاهلى ، بلكه صحابهء رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين معانى غامض آسمانى را مىدانستند كه بتوانند آنها را در قالب الفاظ و كلمات بياورند . عرب جاهلى فصاحتش در وصف شتر و اسب و
--> ( 1 ) . همان ، ج 13 ، ص 48 .