الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
28
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
گورخر و گاو يا كوهها و فلاتها و امثال اين امور بود و فقط از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله كسانى كه به فصاحت نام برده شدهاند ، منتهاى فصاحتشان از دو سطر يا سه سطر در موعظه و ذكر مرگ و مذمّت دنيا يا ترغيب و تشويق به جنگ و جهاد تجاوز نمىكند . « 1 » تا اينكه مىگويد : و اقْسِمُ هذا الكلام إذا حامله اللبيب اقشعرّ جلده ، و رجف قلبه و استشعر عظمة اللّه العظيم في روعه و خلده ، و هام نحوه و غلب الوجد عليه ، و كاد أن يخرج من مسكه شوقاً ، و أن يفارق هيكله صبابة و وجداً . « 2 » سوگند ياد مىكنم كه هرگاه عاقل در اين سخن تأمّل كند ، موى بر بدنش راست خواهد ايستاد و قلبش تكان مىخورَد و به عظمت خدا در ضمير و معبوديّت خود شعور پيدا مىكند و چنان شور و وجد بر او چيره مىگردد كه نزديك مىشود از شدّت شوق از پوست خود بيرون برود . و در ضمن شرح خطبهء « الحَمدُ لِلَّهِ خالِقِ العِباد » ( خطبهء 162 ) مىگويد : بدان كه اين فن ( معارف الهى ) فنّى است كه على عليه السلام را از قاطبهء عرب در زمان خودش ممتاز كرده ، و او به واسطهء آن بر همه استحقاق تقدّم و فضيلت يافته است ، همچنان كه ويژگى انسان كه به آن از بهايم امتياز مىيابد ، عقل و علم است . مگر نمىبينى كه حيوانات در گوشت و خون و حركت ارادى با انسان شريك هستند ، پس امتيازى براى آدمى ، جز قوّهء عاقلهء عالمهء او نيست و هرچه بهره و نصيب انسان از آن بيشتر باشد ، انسانيّت او تمامتر است ، و معلوم مىشود كه اين مرد ( على عليه السلام ) در اين فن منفرد و يكتا بوده ، و اين علم
--> ( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 425 . ( 2 ) . همان ، ص 426 .