الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

261

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

دارند امّا دلالت بر توحيد متّصف به اين صفات ندارند » ، در جواب مىگوييم : از سياق بيان استفاده مىشود كه نظام مقام اثبات توحيد است و اينكه فقط اين را او داراست و غير او دارا نيست ، والّا ثنا و تمجيد و تقديس بارىتعالى نخواهد بود . همچنين از جمله بيانات دالّ بر توحيد صفات و ذات در نهج‌البلاغه اين فرازهاى بلند است : كُلُّ مُسَمّىً بِالوَحدَةِ غَيرُهُ قَليلٌ ، وَ كُلُّ عَزيزٍ غَيرُهُ ذَليلٌ ، وَ كُلُّ قَوِيٍّ غَيرُهُ ضَعيفٌ ، وَ كُلُّ مالِكٍ غَيرُهُ مَملوكٌ ، وَ كُلُّ عالِمٍ غَيرُهُ مُتَعَلِّمٍ ، وَ كُلُّ قادِرٍ غَيرُهُ يَقدِرُ وَ يَعجِزُ ، وَ كُلُّ سَميعٍ غَيرُهُ يَصَمُّ عَن لَطيفِ الأَصواتِ وَ يُصِمُّهُ كَبيرُها وَ يَذهَبُ عَنهُ ما بَعُدَ مِنها ، وَ كُلُّ بَصيرٍ غَيرُهُ يَعمى عَن خَفِيِّ الأَلوانِ وَ لَطيفِ الأَجسامِ ، وَ كُلُّ ظاهِرٍ غَيرُهُ غَيرُ باطِنٍ ، وَ كُلُّ باطِنٍ غَيرُهُ غَيرُ ظاهِرٍ . « 1 » هر كس غير او به وحدت و يگانگى ناميده شود كم است ، و هر عزيزى غير او ذليل است ، و هر نيرومندى غير او ضعيف است ، و هر مالكى غير او مملوك است ، و هر عالِم و دانايى غير او فراگيرندهء علم است ، و هر توانايى غير او گاه توانا و گاه ناتوان است ، و هر شنونده‌اى غير او از شنيدن صداهاى لطيف كَر است و صداهاى عظيم ، او را كَر مىكند و آوازهاى دور را نمىشنود ، و هر بينايى غير او از ديدن رنگهاى پنهان و اجسام لطيف نابيناست ، و هر آشكارى غير او پنهان نيست ، و هر پنهانى غير او آشكار نيست . اگرچه با بعضى از اين جمله‌ها كه دلالت بر توحيد صفاتى و بلكه با بسيارى از جمله‌ها كه دلالت بر اصل صفات دارند توحيد افعالى نيز

--> ( 1 ) . همان ، 64 .