الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

232

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

اساس توحيد عبادت را در نظام حكم و ادارهء جامعه انكار كردند و سخن شوم و خطرناك و ضدّ موجوديت اسلام يعنى انفصال دين از دنيا ، و اسلام از حكومت ، و روحانيّت از سياست را با بوق و كرنا به‌عنوان يكى از طرق پيشرفت سر دادند و آيات قرآن را در اين موضوع يكباره به كنارى نهادند و بدترين شركها را كه اسلام با آن مبارزه داشت ، در جوامع اسلامى وارد ساختند . آرى ، كارگردانان استعمار چون ديدند حتّى اسم اسلامى بودن حكومت و التزام صورى حاكم به مراعات احكام اسلام و قوانين قرآن ، هم مانع از تحقّق هدفهاى اسلام‌برانداز آنها و تسلّط بىقيد و شرطشان بر فرهنگ و اقتصاد و سياست جوامع اسلامى است و هم تا حدودى با اين نام موجوديّت جامعهء اسلامى و ارتباط افراد اين جامعه با يكديگر محفوظ است ، نقاب از چهرهء زشت و پليد و غيرانسانى خود برداشتند و با اعلان جدايى دين از دنيا و روحانيّت از سياست ، ضربهء بزرگ خود را بر پيكر جوامع اسلامى وارد آوردند . آنها ديدند بر اساس حكومت شرعى يعنى حكومت توحيدى اسلام ، يك نفر سيّد پيرمرد به عنوان مجتهد و فقيه در سامرّا مىتواند بينىِ حكومت انگلستان را با يك فتوا به خاك بمالد و مانع از نفوذ آن حكومت جبّار مشرك گردد ، لذا از راه انفصال دين از دنيا و سياست از روحانيّت ، به آيات قرآن و هدف مكتب انبيا و دعوت پيامبران حمله كردند و حكومتهايى را بر اساس عدم التزام به احكام اسلام و طرد دين از سياست و قضا و جزا و امور مالى و اقتصادى و حتّى آموزشى و پرورشى و بهداشتى و درمانى روى كار آوردند و سعى كردند در تمام رشته‌ها حكومت دينى را از جوامع اسلامى بيرون برانند كه شرح آن مناسب اين كتاب نيست . فقط مىخواهيم تذكّر دهيم كه مسلمانان بايد توحيد عبادت را در همهء رشته‌ها