الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

233

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

در نظر بگيرند « 1 » ، و هنگامى عملًا تمام‌عيار مىشوند كه علاوه بر امور عبادى ، اطاعت آنها از قوانين و احكام بر اساس توحيد عبادت و آيهء « أَلا لِلَّهِ الدّينُ الخالِص » باشد . به اميد آن روز و به انتظار آن عصر طلايى . سوّمين معناى عبادت معنى ديگر عبادت ، پيروى از ديگرى است بدون اينكه او را واجب‌الاطاعه يا لازم‌الاحترام بشناسد ؛ مثل پيروى از شيطان و قبول اغواى او ، و پيروى از هواى نفس . و در معانى ديگر نيز استعمال شده است ؛ مثل تمكين و خضوع اجبارى ، و پيروى ضعيف از قوى ، و مسخّر بودن تكوينى اشياء در برابر خدا . علاوه بر اينكه در بعضى از موارد عبادت به ملاحظهء تمام اين معانى و گاهى به‌ملاحظهء بعضى از آنها اطلاق شده است . دليل اختصاص عبادت به خدا عبادت و پرستش يعنى نهايت خضوع و تذلّل در برابر كسى يا چيزى كه خضوع‌كننده او را به اعتقاد اينكه صاحب كلّ كمالات و تمام انعامات و نهايت احسان است ، سزاوار و مستحقّ نهايت خضوع و تسليم و تذلّل

--> ( 1 ) . از جمله آياتى كه مىتوان گفت بر اين معنى اشعار يا دلالت دارد كه دين و عبادت و پرستش ، معنى عام و گسترده و همه‌جانبه‌اى دارد كه شامل تمام مسائل زندگى مىشود و توحيد در عبادت را در همه جا وارد و حاكم مىسازد ، آيهء 172 سورهء مباركهء بقره است كه مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا كُلوا مِن طَيِّباتِ ما رَزَقناكُم وَ اشكُروا لِلَّهِ إِن كُنتُم إِيّاهُ تَعبُدونَ » . از اين آيه نه فقط استفاده مىشود كه شكر خدا ، عبادت و پرستش اوست بلكه طريقهء پوشيدن پوشاك و خوردن خوراك و گرفتن برنامهء آن از خدا و عمل به آن نيز پرستش خدا و در عبادت و توحيد در عبادت مندرج است .