الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
230
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
منطقهء توحيد در عبادت اسلام خارج ساختند و عملًا نظام مشركانهء حكومتهاى قبل از اسلام مثل ساسانيان و قيصران روم را تجديد و احيا كردند و روى كار آوردند و به تدريج توحيد عبادت را به مسجد و عبادت و نماز و روزه و حج و ادعيه و اذكار و مراسم و كارهايى كه با حريم مداخلات مستبدّانهء حكّام و زمامداران و خودكامگيهاى آنها برخورد و تلاقى مستقيم پيدا نمىكرد ، منحصر نمودند و مردم را از درك و توجّه به اين بُعد توحيدى كه نظام حكم و اداره و وجوب اطاعت حكّام عدل در اسلام بر آن استوار است ، غافل ساختند و فردپرستى را در جوامع اسلامى رواج دادند و اگر چه ظاهراً خود را معبود نمىگفتند و ادّعاهايى را كه فرعون و نمرود مىكردند به زبان نمىآوردند ، ولى عملًا خود را معبود و مطاع علىالاطلاق قرار مىدادند ، و هرچه از عهد رسالت دور تر مىشدند ، بيشتر مىتوانستند اين استعباد را گسترش دهند ؛ به طورى كه در عصر معاويه و يزيد ديگر نظام توحيدى اسلام از ميان رفت و كوششهاى على عليه السلام در دوران پنج سالهء حكومت ظاهريش هرچند روح نظام و نقش حسّاس حكومت توحيدى را در اجراى عدالت اجتماعى و آزادى جامعه و آشنا كردن افراد با مفاهيم و مسائل اصولى و اساس اسلام به مردم نشان داد ولى به واسطهء موانع زياد ، برچيدن بساطى كه بعد از پيامبر اسلام به دست جاهطلبان گسترده شده بود ، فراهم نشد و معاويه كه با پدرش تا قبل از فتح مكّه با دعوت اسلام مخالفتها كرده و جنگها و فتنهها برپا ساخته بودند ، از آغاز ظهور حكومت توحيدى على عليه السلام با تمام قوايى كه حكومت مشركانهء او را يارى مىدادند ، از ورود توحيد عبادت و اطاعت در جلوهء چهرهء نظام حكومتى آن خوددارى كرد و با آن اعلان مخالفت نمود .