الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

225

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

را حامى و حافظ استضعاف و استثمار و ستمگرى مىشمرند و حتّى گستاخى را بدانجا رسانده‌اند كه دين را مولود رژيمهاى ديكتاتورى و سرمايه‌داران و دست‌پروردهء آنها معرّفى مىكنند . اگرچه بر اهل فن و اطّلاع روشن است كه وصلهء چنين تهمتى به مكتب انبيا نمىچسبد و موضوع آن با توحيد در عبادت و اطاعت و ايمان به اسماءالحسنى ، و لزوم اخلاص در اطاعت ، و طرد هر قوّه و نيروى غيرخدا ، و اعتماد خالص به حول و قوّهء خدا كه در رأس مسائل دعوت و رسالت انبياست تضاد دارد و در چنين مكتبى اين مطلب را راهى نيست ، مع‌ذلك براى اينكه ماهيّت و حقيقت مكتب انبيا در طرد عوامل بدبختى و استضعاف كاملًا روشن شود توضيح مىدهيم كه اين حرف در مورد اديان و مكتبهاى غيرتوحيدى و غيراسلامى كه زيربناى آنها شرك و بت‌پرستى و بشرپرستى است و تعظيم و تملّق در مقابل زمامداران و جبّاران ، و خضوع و تسليم و به خاك افتادن در برابر آنان و مطلق‌العنان شمردن و خودمختار دانستن و تقديس و مدح و سپاس و نيايش آنها و پيكره‌هاى آنها را به جامعه پيشنهاد مىكنند ، بجا و صحيح و واقع و حقيقت است و تاريخ جبّاران و طاغوتها و فرعونها و كسرىها و قيصرها كه حكومت و سلطنتشان بر اساس شرك و استعباد عباداللَّه بود ، آن را تأييد مىنمايد ، امّا در مورد مكتب انبياى اديان توحيدى ، صددرصد خلاف واقع و تهمت و افتراست و هر كس با مكتب انبيا و دعوت آنها و موقفشان در برابر ستمگران و ثروتمندان آشنايى داشته باشد ، مىداند كه اين تهمت و افترا اين مكتب را آلوده نمىسازد . هرچه تاريخ انبيا را مطالعه كنيم ، علاوه بر سرگذشت مبارزات پىگير آنها با ستمكاران هر عصر ، ملاحظه مىنماييم كه انبيا ، استضعاف و