الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
226
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
استكبار و استعلاء و اتّكاى به زور و قدرت و خودكامگى و برترىجويى و استعباد را محكوم كردند و رژيم برادرى و برابرى را پيشنهاد نمودند . نوح با پادشاهان وقت خود طرفيّت داشت و آنها يكى پس از ديگرى با او به مخالفت برمىخاستند و بر آن بودند كه او را در پاى بتها و پيكرهها قربانى كنند . ابراهيم خليل با نمرود ، موسى با فرعون ، عيسى با كاهنان بنىاسرائيل و خلاصه تمام انبيا عليه دستگاههاى ظلم و جور و استثمار ، و رهبران جنايتكار و رباخواران و منكران و ثروتاندوزان اعلان جهاد دادند . پيغمبر عظيمالشّأن اسلام ، عليه ابوسفيانها و ابوجهلها و سران و رؤساى قريش و رباخوارى و زور و ظلم و امتيازات توانگران و پولپرستان و گنجاندوزان و قارونصفتان ، انقلاب بزرگ اسلام را آغاز كرد و با دعوت به كلمهء توحيد ، ضعفا را در برابر صف اقويا قرار داد و در حقيقت آن قوّتها و نيروها را پايمال كرد و قدرت و قوّهء حق و قانون و عدالت را محترم گردانيد ، و افراد و اصناف محكوم را با هيأتهاى حاكمه مساوى و برابر ساخت و همه را به حكم و حاكميّت خدا دعوت كرد . او ابوجهلها و ابوسفيانها را كنار زد و بلال حبشى و سلمان فارسى و صهيب رومى و ابوذر و مقداد و عمّار و خباب و مطرودان و محرومان اجتماع را بركشيد و صلاحيّت و پاكى و امانت و درستى و پرهيزكارى را موجب افتخار قرار داد و نفوذ اغنيا و توانگران و احتراماتى را كه براى مال و ثروت داشتند ، الغا كرد و با ابلاغ « وَ مَن أَتى غَنِيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ ذَهَبَ ثُلثا دينِه » « 1 » ، فاصلههايى را كه بين غنى و فقير ، و كارفرما و كارگر بود از
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، حكمت 219 .