الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
214
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
قرار دهد كه اوّل انشا و دوم اخبار است و اينكه خواندن نبى و يا ولىّ بعد از ارتحالشان عبادت است . و بالأخره مىگوييم كه از حديث ، امر و ترغيب مستفاد مىشود نه نهى و تحذير ، و ديگر اينكه اگر مطلق دعا ندا و عبادت است ، پس چرا خواندن نبى و ولىّ را بعد از ارتحالشان از اين دنيا شرك مىشمارد و اختصاص شرك بودن دعا و توسّل به آنها بعد از موت به چه دليل است ؟ همانطور كه پيغمبر را در حال حيات مىخواندند و به او متوسّل مىشدند و از آن حضرت طلب دعا و استغفار مىكردند و خدا هم آن حضرت را امر به استغفار براى امّت فرموده بود ، و چنان كه فرزندان يعقوب از پدرشان درخواست استغفار كردند و او هم پذيرفت « 1 » و توهّم شرك در اين توسّلات و استشفاعات و واسطهگريها نمىشد ، بعد از موت نيز اين نوع توسّل و خواندن كه هيچگونه شائبهء پرستش و اقرار به ربوبيّت و الوهيّت در آن نيست شرك نمىباشد . اگر گفته شود : « به اين جهت مىگوييم كه مرده از شنيدن عاجز است ، لذا خطاب و ندا و دعاى او شرك است » ، جوابش را چنان كه قبلًا نيز گفتيم ، تكرار مىكنيم كه : اوّلًا مردگان از استماع عاجز نيستند و مىشنوند و مرگ و موت به معنى معدوم شدن و نابودى چنان كه ملحدان و منكران به آن معتقدند ، نيست و شواهد و دلايل حيات بعد از مرگ و بقاى روح و ادراك و ارتباط مردگان با دنيا ، در آيات و احاديث و حكايات و علم احضار ارواح بسيار است و انكار آن جز لجاج و تعصّب وجهى ندارد . ثانياً اگر هم فرض شود كه آنها از استماع عاجز هستند و نمىشنوند ، پس ندا و دعاى آنها لغو است نه شرك .
--> ( 1 ) . رجوع شود به يوسف ( 12 ) آيات 97 و 98 ؛ آل عمران ( 3 ) آيهء 159 ؛ نور ( 24 ) آيهء 62 ؛ فتح ( 48 ) آيهء 11 ؛ ممتحنه ( 60 ) آيهء 12 ؛ منافقون ( 63 ) آيهء 5 ؛ نساء ( 4 ) آيهء 64 .