الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

212

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

استجابت نمىكنند و جواب شما را نمىدهند چون قوّهء تكلّم ندارند ، يا مراد اين است كه جواب آنها به شما نفع و سودى نمىرسانَد . در مورد اين آيات در كتب تفسير احتمالات ديگرى نيز مذكور است و بنا بر جميع اين احتمالات ، عدم صحّت نداى موتى و اسماع مردگان به لحاظ حيات برزخى و حياتى كه در آيات سوره‌هاى بقره و آل عِمران بيان شده است ، استفاده نمىشود چه رسد به اينكه شرك باشد . بررسى و رفع اشكال ديگر بعضى براى اثبات اينكه مطلق و جنس دعا و خواندن ، عبادت است ، به حديث « الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ » « 1 » متمسّك شده و دعا و خواندن نبى يا ولىّ را بعد از ارتحالشان از اين دنيا شرك شمرده‌اند . در جواب اين اشكال بايد گفت كه اين استدلال از چند جهت باطل و نادرست است : يكى از جهت اينكه به طور قطع از كلمهء « الدّعاء » در اينجا جنس دعا اراده نشده است و قدر متيقّن و بلكه مراد از آن همين دعاى معهود است كه در احاديث و اخبار و استعمالات لغوى بر مطلق تسبيح و تنزيه و تهليل و تكبير و تحميد و ذكر خدا و مسئلت و عرض حاجت و فقر و طلب حوايج از خداوند متعال اطلاق شده و متضمّن خضوع و تذلّل و اقرار به الوهيّت و ربوبيّت و ساير صفات جلال و جمال الهى است « 2 » و

--> ( 1 ) . « قال الرّسول صلى الله عليه و آله : الدّعاء مخّ العبادة و لا يهلك مع الدّعاء أحد » ( بحارالانوار ، ج 90 ، ص 300 ، چاپ‌بيروت ، 1983 ) . ( 2 ) . در شرح صحيفه سيّد اجلّ سيّد عليخان مىفرمايد : الدّعاء : - بالضّمّ و المدّ - لغةً النّداء . تقول : دعوت فلاناً إذا ناديته . و عرفاً : الرّغبة إلى اللَّه تعالى ، و طلب الرّحمة منه على وجه الاستكانة و الخضوع ، و قد يطلق على التّحميد و التّقديس لما فيه من التّعرّض للطّلب .