الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
199
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
غير است . 2 . مطلق خضوع و تذلّل در برابر كسى يا چيزى كه خضوعكننده او را خدا يا واجد يكى از اوصافِ ذكرشده بداند . 3 . خضوع و تذلّل در برابر كسى يا چيزى كه خضوعكننده بخواهد خود را معتقد نشان دهد به اينكه او خدا يا داراى شؤون مذكور است ، يا بخواهد او را به اين شؤون ارائه دهد ؛ خواه ارائه به خود او باشد يا به غير او ، مثل سجده و تذلّلِ بسيارى از مردمان در عصر جاهليّت و عصر حاضر در برابر پادشاهان و زورمندان ، به قصد اينكه نشان دهد آنان صاحباختيار مردم و وجود تنزيلىِ خدا در زمين هستند ، امّا به قصد مجرّد احترام ، اگرچه گناه كبيره و از معاصى بزرگ است ، شرك نيست . 4 . مطلق خضوع و تذلّل در برابر غير ، بهقصد ارائهء آنچه ذكر شد ، مثل كسانى كه در برابر اصنام يا فراعنه و سلاطين ركوع مىكردند يا زمين را مىبوسيدند ، كه بديهى است حكم به شرك در اين موارد موقوف است بر اينكه از قراين مقامى يا مقالى ، عقيده و قصد فاعل معلوم شود ، و در اين اقسام - چنان كه ذكر شد - تفاوت نمىكند كه خضوعكننده شخص يا چيزى را كه در برابرش خضوع مىكند خدا بداند ، يا خدا را متّحد با او يا حالِّ در او يا وجود تنزيلى و قراردادى و اعتبارىِ او بداند و به اين جهت او را مستحقّ عبادت بشمارد . 5 . مطلق تقديس و تبرّك جستن به هر شىء ، خواه سنگ باشد يا درخت يا حيوان يا انسان ، به بوسيدن و استلام و طواف و قربانى ، بدون ملاحظهء جنبهء قداست معنوى و ارتباط و اضافهء آن به خدا ، يا با ملاحظهء اين جنبه بدون اينكه واقعيّت داشته و يا از جانب شرع رسيده باشد . بنابراين تقديس و احترام صفا و مروه به سعىِ بين آنها يا استلام حجر يا