الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

198

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

فلسفهء آنها يا خصوصيات و تفصيلات اجزاء و شرايط آنها پى نمىبرَد ، در برابر غيرخدا كه او را خدا يا حالِّ در او يا متّحد با او بداند ، انجام دهد و در موارد ديگر اگرچه منهىعنه و حرام باشد ، اطلاق شرك از باب مجاز بر آن صحيح است . در بعضى از موارد نيز اطلاق شرك مجازاً هم صحيح نيست ، مثل سجده براى حضرت آدم و حضرت يوسُف عليهما السلام كه گرچه براى آن دو بود و در نهايت خضوع و تذلّل نسبت به آنها ، مع‌ذلك شرك نبود چون ملائكه و برادران يوسُف ، آدم و يوسُف را واجد اوصافى كه ذكر شد ، نمىدانستند و به علاوه به عنوان امتثال امر خدا براى آدم و يوسُف سجده كردند . از سجدهء برادران يوسُف استفاده مىشود كه سجده براى غيرخدا به عنوان خضوع و احترام ، بالذّات شرك نيست زيرا اگر بود ، خدا نمىفرمود : « قُل إِنَّ اللَّهَ لا يَأمُرُ بِالفَحشاءِ » « 1 » ، و اين البتّه منافات هم ندارد با اين مطلب كه بدون اذن خدا حرام است . در هر صورت اين نحو احترام به غير ، در شريعت محمّدى كه توحيد در آن به نحو اتمّ و اكمل ، تبليغ و تفهيم شده است و تمام راههاى رخنهء شرك در آن بسته مىباشد ، ممنوع و منهىعنه است . براى توضيح بيشتر ، مواردى را كه عبادت و پرستش بر آنها صادق است ، فهرست مىكنيم : 1 . عملى كه بالذّات ، نهايتِ خضوع و تذلّل و حاكى از تسليم و تمكين خالص باشد در برابر و يا براى كسى يا چيزى كه عامل و فاعل ، او را خدا يا واجد يكى از اوصاف ذكرشده بداند ، مثل سجده و هر عملى كه عقل به فلسفهء آن يا خصوصياتش پى نمىبرَد و نشانه و رمز تسليم مطلق در برابر

--> ( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 28 .