الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

197

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

گذاشتن بر حجر براى آزمايش مساحت آن ، عبادت نيست و در صدق عنوان عبادت بر اين افعال قصد ، دخالت دارد . پس اگر اين اعمال را به قصد پرستش و معبود دانستن حجرالاسود و كوه صفا و مروه و خانهء كعبه انجام دهد ، شرك است و اگر به قصد پرستش آنها نباشد بلكه براى خدا و به قصد فرمانبرى و پرستش او و اطاعت از شرع و به عنوان شعائراللَّه انجام دهد ، مرخّص و مأذون‌ٌفيه و بلكه مأمورٌبه مىباشد و عين توحيد است و تعظيم و احترام خانهء كعبه و حجرالاسود و كوه صفا و مروه ، طواف و سعى و استلامى است كه انجامش به اين نحو ، موجب قرب و ثواب مىشود . پس احترام و تعظيم كعبه و حجرالاسود و مقام ابراهيم و حجر اسماعيل ( مدفن جمعى از انبيا از جمله حضرت اسماعيل عليه السلام ) و صفا و مروه ، چون به جهت انتساب آنها به خدا و اختصاص آنها به شعائر و براى خدا و يا به عنوان امتثال امر و فرمانبرى او انجام مىگيرد ، هم احترام و تعظيم اين اشياء و هم عبادت و اطاعت خداست و اگر اذن و امر و شعائر الهى نبود ، شخص موحّد و مسلمان نه سعى بين صفا و مروه مىكرد و نه استلام حجر مىنمود و اگر كسى هم به جا مىآورد ، به او اعتراض مىكرد و از آن بازش مىداشت . همچنين است زيارت مشاهد و برنامه‌هاى شرعى از دعا و خواندن زيارات و توسّلاتى كه در آنجاها انجام مىشود . اين نكته هم مخفى نمانَد كه صدق شرك به نحو حقيقت در بعضى از موارد مرقومه قابل خدشه است بلكه صحّت سلب دارد و آنچه مىتوان آن را حقيقتاً شرك ناميد و به يقين منافى توحيد در عبادت دانست ، اين است كه شخص ، عملى را كه بالذّات عبادت است مثل مراسمى كه عقل به