الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
193
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
شرعى و ملاحظهء آنها با يكديگر معلوم مىشود اين است كه عبادت و پرستش و پرستيدن در چند معنى اطلاق و استعمال شده است . اوّلين معناى عبادت نهايت خضوع و غايت تذلّل در مقابل چيزى يا كسى كه خضوعكننده او را ولىّ هر نعمت و هر احسان بداند و او را خواه جاندار ( مثل انسان ) يا بيجان ( مثل بت و مجسّمه و تمثال ) باشد ، به عنوان اينكه خدا با او متّحد است يا در او حلول يا ظهور كرده و يا وجود تنزيلى و قراردادى و بنايى و اعتبارىِ اوست بشناسد ، بلكه به معنى گستردهتر ، مطلق خضوع و تذلّل و ستايش و نيايش به هر شكل و وصفى در برابر كسى كه خضوعكننده او را خدا ، يا با او متّحد يا حالِّ در او و يا وجود تنزيلىِ او بداند ، پرستش و عبادت است ، بلكه مطلق خضوع و تذلّل در برابر كسى كه خضوعكننده بخواهد خود را معتقد به اينكه او داراى اين شأن است ارائه دهد ، پرستش و عبادت است . لذا مىتوان گفت كه سجده گرچه نهايت خضوع است ، چنانچه در برابر كسى انجام شود كه سجدهكننده او را خدا نمىداند و نمىخواهد ارائه دهد كه او خدا يا با او متّحد يا حالِّ در اوست ، پرستش و عبادت نيست ، مانند سجدهء فرشتگان براى آدم و يا سجدهء برادران يوسف براى او ، زيرا آنان آدم و يوسف را خدا نمىدانستند و نمىخواستند ارائه دهند كه او خداست بلكه به قصد اطاعت به وى سجده كردند و اين ، منافاتى هم ندارد با اين مسأله كه اين نوع خضوع توقيفى باشد و بدون اذن خدا ، نسبت به غير او جايز نباشد و نهى شده باشد . انواع ديگر خضوع مثل شكر و سپاس و ستايش و نيايش و قيام و ركوع بلكه هرگونه فرمانبرى و اطاعت و امتثال امر ، حتّى بلند كردن انگشت يا دست گذاشتن يا زانو به زمين نهادن ، اگر در برابر كسى انجام شود كه