الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

185

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

در سورهء مائده مىفرمايد : « وَ إِذ تَخلُقُ مِنَ الطّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ بِإِذنى فَتَنفُخُ فيها فَتَكونُ طَيراً بِإِذنى وَ تُبرِئُ الأَكمَهَ وَ الأَبرَصَ بِإِذنى وَ إِذ تُخرِجُ المَوتى بِإِذنى » « 1 » ، و در سورهء آل‌عمران نيز مىفرمايد : « أَنّى أَخلُقُ لَكُم مِنَ الطّينِ . . . » « 2 » . گاهى هم چون اين وسايط و تأثير آنها استقلال ندارند و به مشيّت الهى وابسته‌اند هرچند واسطهء بالاختيار باشند ، الغا مىگردند و فعلى كه فعل عبد است به خدا نسبت داده مىشود ، چنان كه مىفرمايد : « وَ ما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » « 3 » ، و با توجّه به اين نكته ، اعضال و اشكالى كه بعضى در فهم برخى از آيات قرآن كريم مثل « يُضِلُّ اللَّه الظّالِمينَ » « 4 » و « إِنَّكَ لا تَهدى مَن أَحبَبتَ وَ لكِنَّ اللَّه يَهدى مَن يَشاءُ » « 5 » دارند ، مرتفع مىگردد . بنابراين اطلاق اين اسماء بر غيرخدا در هر مورد كه منع شرعى نداشته باشد و يا اذن شرعى باشد ، مانعى ندارد و بر حسب لغت هم صحيح است ، و استناد اين افعال به وسايط و عوامل نيز شرك نمىباشد ، و گفتن اينكه نبى يا ولىّ يا مَلَك او را شفا داد يا او را زنده گردانيد ، با اين ملاحظات ، اشكال ندارد . چنان كه شفا و بهبود بيمار را كه به واسطهء دوا يا در هنگام استعمال آن حاصل مىشود به پزشك و دوا نسبت مىدهيم ، شفايى را هم كه بدون وسايط طبيعى و بر اثر توسّل به نبىّ يا ولىّ حاصل مىشود و عامل و واسطهء آن نبىّ يا ولىّ است ، به آن عامل مثل عيسى بن مريم

--> ( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 110 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 49 . ( 3 ) . انفال ( 8 ) آيهء 17 . ( 4 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 27 . ( 5 ) . قصص ( 28 ) آيهء 56 .