الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

169

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

واجب‌الاطاعه بودن آنها را ملغى مىساخت و دستورها و تشريفات و امتيازاتشان را از بين مىبرد . حاصل اينكه قوىترين قدرت مادّى كه در برابر مكتب توحيد همواره به مخالفت و كارشكنى برخاسته ، قدرت استضعاف‌گران و استكبارجويان و استبدادمنشان بوده است كه اينان توحيد را با تمام ابعادش ، براى خود خطرى مىدانستند و دعوى ملك‌الملوكى و شاهنشاهى و « انا ربّكم الاعلائىِ » خود را با آن ، بىمعنى و پوچ مىديدند . لذا به انكار خدا مىپرداختند و موحّدان را مىآزردند و آنان را در فشار و شكنجه و تعذيبات اقتصادى و بدنى و قتلهاى فجيع قرار مىدادند . فرعون بانگ درمىداد : يا أَيُّهَا المَلَأُ ما عَلِمتُ لَكُم مِن إِلهٍ غَيرى فَأَوقِد لى يا هامانُ عَلَى الطّينِ فَاجعَل لى صَرحاً لَعَلّى أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ موسى وَ إِنّى لَأَظُنُّهُ مِنَ الكاذِبينَ . « 1 » اى بزرگان ! من براى شما ، خدايى غير از خود نمىدانم . پس برافروز - اى هامان - بر گل ( يعنى آجر تهيّه كن ) و براى من كوشكى بلند قرار ده ، شايد به سوى خداى موسى مطّلع گردم ، و من او را از دروغگويان مىپندارم . قرآن مىفرمايد : وَ استَكبَرَ هُوَ وَ جُنودُهُ فِى الأَرضِ بِغَيرِ الحَقِّ وَ ظَنّوا أَنَّهُم إِلَينا لا يُرجَعونَ . « 2 » او و لشكريانش بناحق در آن سرزمين سركشى كردند و گمان بردند كه به سوى ما بازگردانده نمىشوند .

--> ( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 38 . ( 2 ) . همان ، آيهء 39 .