الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

168

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

يَدَى رَحمَتِه أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ تَعالَى اللَّهُ عَمّا يُشرِكونَ . أَمَّن يَبدَؤُا الخَلقَ ثُمَّ يُعيدُهُ وَ مَن يَرزُقُكُم مِنَ السَّماءِ وَ الأَرضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قُل هاتوا بُرهانَكُم إِن كُنتُم صادِقينَ . « 1 » از مردم جنبهء عملى توحيد كه پرستش و اطاعت از خداى يگانه باشد ، خواسته شده است و چون شرك فعلى و عملى مانند شرك قولى ، ظاهرترين نشانهء شرك فكرى و عقيدتى است ، از اين جهت نيز يك جنبهء بسيار مهمّ دعوت انبياست ، و هم از اين روى كه اين جنبهء عملى توحيد در زندگى بشر و ظهور خاصيّت انسانىِ او و نجات وى از استعباد و استضعاف بسيار مؤثّر است و اطاعت طواغيت و ارباب قدرت را از بين مىبرَد ، انبيا اهتمام داشتند كه جامعه را از آلودگى اين شرك نيز پاك سازند و به مردم آزادى و كرامت انسانى ببخشند ، و فرعونها و زمامداران جبّار و سران استعمارگر جهان و نادانان بت‌پرست كه با عقيدهء توحيد به مخالفت برمىخاستند ، بيشتر از جهت خطرى بود كه جنبهء عملىِ توحيد براى استكبار و استعلاى آنها داشت و از سوى ديگر ، اثر عملىِ شرك نيز بود كه از بس پرستش و خاكسارى از مردم تحويل گرفته بودند ، آنها به استكبار عادت كرده بودند و چنان كه در قرآن آمده است : « إِذا قيلَ لَهُم لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَستَكبِرونَ » « 2 » ، وقتى به ايشان « لا إله الّا اللَّه » گفته مىشد ، گردنكشى مىكردند . چون اين كلمه براى استعباد آنها و براى سلطه و اختيارى كه از مردم به دست گرفته و آنان را از حقوق خود محروم كرده بودند ، خطرى جدّى بود زيرا عقيده به توحيد و گفتن كلمهء توحيد ،

--> ( 1 ) . نمل ( 27 ) آيات 59 - 64 . ( 2 ) . صافّات ( 37 ) آيهء 35 .