الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

130

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

جمله‌ها امرى بديهى و غيرقابل انكار شمرده شده است ، بنابراين خالق و آفريننده‌اى هم غير از خدا ندارند و عالم را به غير او نسبت دادن و خلق غيرِ او شمردن ، بىمعنى است ؛ و اگر از كسى كه خالقيّت خدا را انكار مىكند ، بپرسند كه پس تو بگو خالق خلايق كيست ؟ جوابى ندارد غير از اينكه بگويد خدا ، چنان كه خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد : « وَ لَئِن سَأَلتَهُم مَن خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرضَ لَيَقولُنَّ اللَّهُ » « 1 » . خلاصه اينكه مردم وقتى صنعت و اختراعى را مىبينند ، بر چهار صنف‌اند . يك صنف فقط صنعت را مىبينند و از وصف صنعت بودن آن غافل‌اند ؛ مانند كسى كه لباس و كتاب و فرش و تلفن و چيزهاى ديگر را مىبيند امّا از اينكه مثلًا پارچهء لباس چگونه بافته و دوخته شده و كتاب چگونه نوشته و چاپ شده و تلفن چگونه ساخته شده است غفلت دارد . اين گونه افراد اگرچه بسيارند ولى تا كسى آنان را متوجّه نكند ، ملتفت نمىشوند و هيچ‌گونه لجاج و اصرارى هم بر انكار خود اظهار نمىدارند . صنف ديگر ، افرادى هستند كه اوّل صنعت را مىبينند و پس از آن صانع را . برخى نيز صنعت و صانع را با هم مىبينند چون ديد واقعى صنعت به وصف صنعت از ديد صانع جدا نيست . و صنف چهارم صانع را مىبينند و به غير او توجّه ندارند ، مثل كسى كه در آينه چيزى را مىبيند ولى به وجود آينه التفات ندارد . در توجّه كردن به خلق و مخلوق نيز مردم بر همين چهار صنف‌اند و جز كسانى كه غافل محض و اسير ظواهر هستند و نظر عبرت ندارند و از ظاهر به باطن و از عالم شهادت به غيب آگاه نمىگردند ، ديگران همه

--> ( 1 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 25 .