الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

34

رسالت عاشورايى (فارسى)

محال مىنمود . معاويه ناپاك ، كه خود را اميرالمؤمنين مىخواند ، براى خواهش نفس و شهوت يزيد دست به نيرنگ بسيار عجيب و بىسابقه‌اى زد . او مرد بدبخت را از زن عفيفه و زيبايش جدا نمود و مقدمات كاميابى يزيد از آن زن را فراهم ساخت . امّا امام حسين عليه السلام با غيرت و جوانمردى در مقابل اين تصميم زشت و شيطانى معاويه ايستاد ، و نقشه او را نقش بر آب كرد . امام حسين عليه السلام غيرت و حميّت هاشمى و علاقه خود به حفظ نواميس مسلمين را نشان داد و مانع از رسيدن يزيد به هوس ناپاك و شريرش گرديد . افتراقى را كه معاويه با نيرنگ ايجاد كرد ، به اتصال مبدل نمود ، و آن ستم بزرگ را از عبدالله بن سلام و همسرش دفع گردانيد . اين داستان در تاريخ مفاخر آل على عليه السلام و مظالم بنى اميه جاودان باقى مانده است . « 1 »

--> ( 1 ) . در بعضى از خصوصيات اين داستان مانند بعضى اعلام اختلافاتى بين مصادر آن ديده مىشود . آنچه كه ما اجمال آن را نقل كرديم موافق است با نقل شبراوى در « الاتحاف » ، وابن قتيبه در « الامامة والسياسة » .