الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

25

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى)

الا اى گوهر بحر ولايت الا اى زينت عرش امامت بيا در كربلا اى مير ابرار ببين ميزان صبر و اوج ايثار به بحر خون ببين نور دو عينت شهيد خنجر عدوان حسينت فداكارى ببين و پاكبازى ز دنيا و ز عقبا بى نيازى در آن دشت پر از اندوه و تشوير همه خون بود و تيغ و تير و شمشير در آن صحراى محنت بار دلگير تن آغشته در خونش به برگير در آن ميدان پرشور بلاخيز به آن حلقوم تشنه جرعه‌اى ريز قد سَروش ببين افتاده بر خاك تنش از زخم دشمن گشته صد چاك