السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )
71
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )
خلفاى بزرگ اسلام و خود داراى صفاتى بود كه بر اهل روزگار خود فضيلت داشت و اين همه بر والايى شأن او دلالت داشت . با اين وصف آن بزرگوار را واگذاشتند آنسان كه به او توجهى نكردند و خويشتن را به حضرت او ، عرضه نداشتند و خود را در دامان بنى اميه ملعون انداختند و به اتفاق و همقدمى و ترك دشمنى با آن دشمنان دين و دورى از آن بزرگوار با آن قوم پليد بيعت كردند و با اين كار پايههاى اسلام و مسلمانان را ويران ساختند . آيا ازين مردم و مانندشان ، آن گمراهى كه روى داد و با پدران پاك تو از در اختلاف در آمدند و كردار ناپسندنشان دادند و ننگ تعصب را پذيرفتند حيرت آورست ؟ بخش 65 نيز از چنين مردمى دور نبود كه از جدّت امام حسن ( ع ) به علت صلح با معاويه عيبجويى كنند با اينكه آن كار به دستور جدّش رسول الله ( ص ) بود و جدّ او با كافران مصالحه فرمود و بهانه او در آن كار روشنترين و مدللترين بهانه و عذر بود . اما همين مردم كه مىگفتند چرا امام حسن ( ع ) با معاويه صلح كرد وقتى حسين ( ع ) تقاضاشان را براى قيام اجابت فرمود و قيام كرد تا آن مردم را يارى كند و از چنگ ستم برهاند ، و با يزيد خونخوار مصالحه نكرد بر خلاف آن حضرت قيام كردند و با او همراهى ننمودند و عده اى او را تنها گذاشتند و خود را از معركه كنار كشيدند و آن قتل شنيع و مصيبت بزرگ را ناديده گرفتند و بر يزيد ناپاك خشمناك نشدند و بر او خروج نكردند و از خلافت عزلش ننمودند اما براى قتل عبد الله بن زبير كه مردى گمراه بود بر او خشم گرفتند و به يارى او برخاستند و با اين كارهاى ننگين ، خود را در سراسر جهان رسوا و بىآبرو