السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )
70
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )
ساختند و به مديحه گويى عثمان بن عفان پرداختند و شكرانه او بجاى آوردند و ثناى او گفتند و از باب قتل او به همه اهل مدينه و اعيان صحابه طعن زدند . و گواهى دادند كه آنان بر امر محال اجماع كردند و ريختن خونى را كه پروردگار حرام كرده است ، حلال شمردند ، و با اين كار رواياتى كه از آنان نقل شده بود طعن زدن و ويران كردن قواعد و اصول اسلام بود كه از آنان ظهور يافته بود . حديث تعصب در باره عثمان به جايى كشيده شد كه در منبر به مدح و بزرگداشت شأن او پرداختند و در نظر يهود و نصرانى و دشمنان دين با اين تناقضها كه از صفت عارفان و خردمندان به دور است ما را بىآبرو ساختند ، حال آنكه واجب بود داستان عثمان را تكرار نكنند . آيا از راه بهتان و افترا به آن نخبگان ، عثمان را مديحه سرايى كردند . حال آنكه لازم بود براى تبرئهء صحابه و تابعان و پيروانشان ، ياد عثمان را و نام آلودهء او را در ميان ملت پيمبر اسلام ( ص ) پنهان نگاه مىداشتند . آيا از نادانان متعصبى كه حالشان را ذكر كردم بعيد بود كه با جدّت محمّد ( ص ) مخالفت ورزند و عليه پدرت على امير مؤمنان ( ع ) با آن اختلاف كه بينشان روى داد تعصب به خرج دهند ؟ اهل بينش و انصاف بايد در اين مسأله داورى كنند . بخش 64 و از امتى كه على بن الحسين زين العابدين ( ع ) در ميان ايشان بود ، كه مادرش دختر كسرى بزرگترين پادشاه جهان ، و نياى او محمّد ( ص ) پادشاه آن جهانى و اين جهانى بود و پدرش على ( ع ) از