السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )
69
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )
جهان رخت كشيد ، امامى را كه جانشين حضرتش گردد صريحا معلوم نكرده بود . دليل كذب گفتار اين گروه اين است كه همه به اجماع و تواتر شاهدند كه رسول بزرگوار به نص صريح فرمود كه امامان از قريش مىباشند نه از ديگر قبايل . آنان كه باب اين سخن گشودهاند در حقيقت گفتار خويشتن را ردّ كردهاند و خلاف گفته خود سخن گفتهاند و نص پيمبر اكرم ( ص ) را كه امام معلوم را از قبيله خود معين فرموده است ، و با اجماع و تواتر شهادت دادهاند كه پيمبر ( ص ) فرمود امامان از قريشند و اين سخن نصّ صريح آن بزرگوار است در تعيين امام و دنبالهء آن نصّ آن است كه امام از قبيله قريش است نه از ديگر قبايل . بخش 63 ازين قوم ، اين گفتار عجبى نيست . قومى كه اختلاف و ديوانگى و نادانيشان به آنجا رسيد كه به تواتر بىهيچ اختلاف دانستند كه همه اهل مدينه از صحابه و تابعين و صالحان و ديگر مسلمانان كه در مدينه حضور داشتند اجماع كردند كه ريختن خون عثمان حلال است و بايد به كشتن او دست زد و غسل دادن و نماز گزاردن بر مرده او و به خاك سپردن او جايز نيست . با اين حال او را كشتند و سه روز لاشه وى بر خاك افتاده بود و هيچ كس از آنان براى دفن او اقدام نكرد تا بعضى از بنى اميه پنهان از صحابه و تابعين و صالحين ، او را به خاك سپردند ، آنگاه پس از اجتماع مردم و تواتر بر بيزارى جستن از عثمان و خارج دانستن او از حكم اسلام و ايمان ، عمل اصحاب و اهل مدينه و هر كس از مسلمانان را كه حضور داشتند ناروا دانستند و به آنان طعن زدند و آنان را در شهر رسوا