السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )

97

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )

توانستند به سوى او تير طعن روانه ساختند و به ملامت آن رسول معظم ( ص ) پرداختند و هنگام رحلت چون خواست براى مردم منشورى نويسد ، و عهدنامه اى تنظيم فرمايد تا امت هرگز گمراه نشود ، عمر نگذاشت و مخالفت كرد تا جايى كه جملهء ( انّه ليهجر ) بر زبان راند و در اوراق بعد در باره آن سخن خواهم گفت . معناى اين كلمه نزد اهل لغت « هذيان » و « ياوه گويى » است . خلاصه آنكه عمر در آن لحظه مانع آن شد كه جدّت محمّد وصيتنامه اى بنويسد تا مانع هلاكت اهل اسلام باشد . نگذاشت و بسيارى از اسلاميان از همان ايام گمراه و تباه شدند . بخش 88 و اى فرزند اى محمد - كه خداوند جل جلاله در دنيا و دين عزيزت گرداناد ، و مشمول اين فرموده خويش قرارت دهاد : * ( وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ ) * ( سوره واقعه آيه 63 ) عزت مر خداى راست و فرستاده او را و گرويده گان را . بدان كه ابو بكر و عمر دست به دو كار بزرگ زدند كه پايه همه فسادها و تباهىهايى شد كه تاكنون در جهان اسلام روى داده است و تا رستاخيز همچنان روى خواهد داد . يكى از آن دو ، هنگام زندگانى رسول بزرگوار ( ص ) بود و آن ديگرى پس از رحلت آن گرامى ( ص ) و اين دو عمل جز ديگر كارهاى آنهاست كه مايه گمراهى و هلاك بسيارى از مردمان شد . اما قسمت نخستين : ( بخارى و مسلم ) در دو صحيح خود ، و ديگر راويان كه به صدق و امانت معروفند بدون اختلاف ، همه