السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )

96

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )

پس آنها هر شيعه صالح را كه توانستند كشتند دور نبود كسانى كه بر پدرت على امير المؤمنين پيشى جستند ، بر معاويه و يزيد در تباهكارى و دنياطلبى و دين فروشى پيشدستى كنند : اگر عنايات الهى و لطف او به جدّت محمّد ( ص ) به سبب ايجاد رابطه ازدواج با آنان نبود و جدت حسن ( ع ) با معاويه صلح نمىكرد ، همانا كه از اسلام و از تبار پيمبر اكرم ( ص ) چيزى باقى نمانده بود و گمراهى و تباهى و دشمنى و بهتان از روزگار جاهلى جهانگيرتر شده بود . و با لله جلّ جلاله المستعان . پس به دلايلى كه گفتم خداى جلّ جلاله به جدّت محمّد ( ص ) و پيوستگان وى اجازه داد كه از آنها زن بخواهند و اگر آنان داوطلب ازدواج با خاندان آنان شدند موافقت كنند ، تا تبار آن بزرگوار ( ص ) و پيشوايان پاك - كه بر آنان درود باد - از هلاكت برهند و به سلامت برسند . پيش از اسلام روش مردمان چنين بوده است كه براى رستن از بيم و دشمنى پادشاهان و متاركه جنگ و ايمنى شهرها و آسودگى خاندانها و رسيدن به مقصود به ازدواج با خانواده‌ها متوسل مىشدند و با آن وسيله صلح و صفا ايجاد مىكردند . آيا چنين اطمينانى موجود بود كه كسانى كه بر پدرت على ( ع ) پيشى جستند و پس از جدت محمد ( ص ) بر كرسى پادشاهى نشستند و كمال قدرت و شوكت بدست آوردند ، اهل بيت رسول اكرم ( ص ) را مستأصل نكنند و به دست هلاكت نسپارند و آثار شريعت را نابود نسازند ؟ من در كتاب « طرايف » بيان كرده‌ام كه چگونه با گفتار و كردار جدّت محمّد ( ص ) معارضه و مخالفت كردند و هر جا كه