الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
24
صبح صادق (فارسى)
عظيم و يگانه بود . وقتى مأموريت رسالت جهانى در غار حرا به عهده او واگذار شد ، وقتى مبارزه با تمام گردنكشان و استثمارگران دنيا و مذاهب باطله و منسوخه و عادات سخيفه و زورمندان وحشى و غارتگران و آدمكشان و الغاء رسوم شرك و بتپرستى از جانب خداى جهان به او پيشنهاد شد بدون درنگ پذيرفت و از غار حرا براى انجام آن قيام و انقلاب بزرگ و تاريخى قدم بيرون گذارد و مأموريتى را كه احدى جرأت اظهار آن را در برابر يك نفر نداشت مصمّمانه به دوش گرفت و در مكه مركز بتها و بتپرستها و كسانى كه فخر و افتخارشان آدمكشى و قتل و غارت بود ، اعلان كرد و بدون خوف و بيم فرياد : « قولوا لا إله الا الله تفلحوا » « 1 » را بلند فرمود . در اينجا شخص بايد تاريخ را مطالعه كند تا از زبان گوياى آن ، مصائب و دشوارىها و زحمات و رنجهايى را كه به پيغمبر در راه اعلام عقيدهى توحيد و ابلاغ احكام اسلام رسيد ، بشنود . فشارها و رنجهايى كه پيغمبر ديد هر يك از آنها براى اينكه يك مرد مصمّم را از كار خود باز دارد كافى بود ؛ او را اذيت مىكردند توهين مىنمودند سنگباران مىكردند دروغگو و ساحر و مجنون
--> ( 1 ) . مناقب آل أبى طالب عليهم السلام ، ج 1 ، ص 56 ؛ طارق محاربى نقل مىكند رسول خدا صلى الله عليه و آله را در بازار ذو المجاز كه در دوره جاهلى هشت روز ، در يك فرسنگى عرفات بر پا مىشده است ، ديدم كه روجامهاى بر تن داشت و مىگفت : اى مردم ! بگوييد پروردگارى جز خداوند نيست تا رستگار شويد . ابولهب هم پشت سر ايشان حركت مىكرد و بر او سنگ مىزد آن چنان كه پاشنهها و ساقهاى او خون آلود شده بود و مىگفت : اى مردم از او فرمان مبريد چون او دروغگوست .