الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

64

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)

آن است ، او آن نيست و آن چيز حمل بر او نمى شود و صادق بر او نيست و فرض صدق آن بر او ، مستلزم تشبيه به غير اوست . بنابراين اگر او به حكمى محكوم نشود و اخبار از او داده نشود ، تعطيل و ابطال و ترك اعتراف و اقرار به او خواهد بود ، و اگر محكوم به حكمى گردد و او را شيء متوهّم در ذهن و متصور بگويند او را تشبيه به آن چيز متصوّر كرده و به اشيايى كه در ذهن متصور مى شوند تشبيه نموده‌اند ؛ پس شخص بين دو امر و دو محذور قرار مى گيرد كه به هر كدام التزام داشته باشد باطل است و خروج از اين دو بن بست و اقرار و اعتراف به ذات او لازم مىباشد . توضيحاً براى روشن شدن اين مطلب دقيق مى گوييم اخبار از صفات و اسماء الحسنى مثل الخالق ، القادر ، الرازق و العالم و اطلاق آنها بر خداوند متعال به طور يقين صحيح و كتاب و سنّت بر آن ناطق است و همچنين سلب صفات سلبيه از او ، عزّ اسمه بى اشكال است . هر چند صحت اين اطلاق نيز توقّف بر جواز اخبار از ذات و اعتقاد به آن دارد و بين همان دو محذور است . به هر حال اخبار از كنه ، حقيقت و ذات الله تعالى به اينكه او شيء معين است اگر چه بالذهن باشد صحيح نيست ؛ زيرا تصوّر ذات و كنه او براى احدى حتى انبياء اولى العزم و ملائكه‌ى مقرب هم ممكن نيست پس او به عنوان قضيه‌ى موجبه موضوع اثبات محمول و عنوان خاصّى نمى شود و تعريفى مثل الانسان حيوان ناطق يا جوهر و يا عَرَض كه بر انسان صادق مىشود ، بر ذات او جلّت عظمته صادق نمى باشد و ذات او به تعريف در