الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
65
شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)
نمى آيد ؛ زيرا اين فرع متصور بودن كنه و حقيقت است كه غير ممكن است و هرچه را گفته شود كه آن ذات خدا و كنه اوست موجب دو محذور و متوقّف بر دو امر محال است ، اول : معرفت و تصوّر كنه و ذات بارى تعالى ، دوم : تشبيه او به غير و ما يتصوّر فى الذهن . و حاصل اينكه در اخبار از ذات و كنه ، خدا امر داير بين تعطيل و امتناع از اخبار و اقرار يا اخبار و تشبيه است كه هر دو باطل است و خروج از اين دو محذور به همين است كه حضرت جواد عليه السلام برحسب اين روايات بيان فرموده اند و حضرت عبدالعظيم عليه السلام نيز در ضمن عرض دين خود به حضرت هادى عليه السلام خارج بودن خدا از اين دو حدّ را به عرض رسانده است اگر چه چگونگى آن را بيان نكرده و مثل اين است كه به وضوح آن فى ما بين خود و امام عليه السلام اكتفا كرده است ، و ما حَصل اين روايات اقرار و اعتراف و اعتقاد به ذات بانه موجود و شيء بدون قول به تشبيه است و الله هو العالم بذاته و صفاته و نعوذ بالله ان نقول فيه ما لم يقله هو سبحانه و تعالى و انبيائه و اوليائه . در كتاب شريف توحيد روايت است كه ابن ابى نجران گفت : سؤال كردم از ابى جعفر ثانى ( حضرت جواد عليه السلام ) « فقلت : أتوَهَّم شيئاً ؟ » خداوند متعال را شيء توهّم كنم ؟ « فقال : نعم غير معقول و لا محدود فما وقع وهمك عليه من شيء فهو خلافه لا يشبهه شيء ، و لاتدركه