الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

105

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)

و به هركجا رفته و به هركجا رسيده با بدن عنصرى بوده است . از چ - رخ گذشته با چه ؟ با جامه * بر عرش نشسته با چه ؟ با نعلين و شهيد قدس سره در اشعار شيوايى كه در مدح آن حضرت سروده مى فرمايد : و من قد رقى السبع الطباق بنعله * و عوّضه الله الب - راق عن المهر « 1 » و ديگرى مى گويد : سبحان من خص بالاسراء رتبته * بالقرب حيث لاكيف و تمثيل بالجسم اسرى و الروح خادمه * له من الله تعظيم و تبجيل له البراق جواد و السماء طرق * مسلوكة و دليل السير جبريل « 2 » اما اينكه جسم خود را در منتهى اليه عالم اجسام گذارده و با روحش به منتهى اليه عالم ارواح نوريه عروج كرده باشد و سپس به عقل نورى و نور عقلى خودش رفته باشد و تا به آنجايى رسيده باشد كه ميان او و ميان پروردگارش احدى ، حتّى نفس شريف و ذات رفيعش نباشد ، حقيقت اين است كه ما از اين الفاظ چيزى نمىفهميم و آنها كه در عصر وقوع معراج بوده اند و بعد از آنها هم از معراج و آيات و احاديث چنين برداشت هايى نداشته اند و گويى اين بيانات به « رجماً بالغيب » شبيه تر است ، و اگر انسان از علم به حقايقى مانند اين مطالب اظهار عجز كند ، بيشتر از اظهار علم ، دليل بر علم ، فهم ، عقل ، بينش و دانش است . ما نمى توانيم براساس يك سلسله مزاعم و تشكيلات سازى براى ما سوى الله

--> ( 1 ) . الروضة البهية ، شرح حال شهيد الثاني رضي الله عنه ، شعر الشهيد ، 1 / 187 . ( 2 ) . الانوارالبهية فصل في بيان ولادة النبي صلي الله عليه وآله . . . ، ص 33 .