السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)
39
جبر و اختيار (فارسى)
به عبارت ديگر : ادعاى نياز افعال اختيارى به چيزى كه جدا شدن افعال از آن محال باشد از اشتباهاتى است كه از عبارت « نياز ممكن در وجود خود به علت » ناشى مىشود . و با اين سخن اين اشكال پاسخ داده مىشود كه : « چگونه به وجود صانع و آفريننده قديم و حدوث ممكنات ملتزم شويم در حالى كه اگر خداوند علت بود تخلف از اين علت ممكن نبود و لازم مى آمد تمامى ممكنات قديم باشند [ نه حادث ] ؟ » هنگامى كه اين دو مقدمه را فهميدى ، بدان : إعمال قدرت و اختيار ، فعلى قائم به نفس است و نفس به خودى خود ايجاد كننده فعل است و فعل بدون نياز به علت تامه ، اختيارى است . و نفس علت تامه فعل نيست تا انفكاك فعل از آن محال باشد و محذور در مسأله [ جبر ] باز گردد . بلكه نفس ، ايجاد كننده فعل است . پس گاه ، انگيزه اى براى نفس يافت مىشود و فعل را ايجاد مىكند و گاه انگيزه اى براى نفس رخ نمى دهد و آن را ايجاد نمى نمايد . پس فعل خارجى ، براى نفس اختيارى است و به واسطه اى اختيارى فعل نفس است نه به خودى خود . زيرا آن فعل از افعال نفس نيست اما به دليل تسلط نفس بر بدن و اينكه عضلات از نفس در حركات خود پيروى و تبعيت مى كنند و اين كه نفس در تسلط خود بر اعضا مانع و مزاحمتى ندارد ، فعل خارجى براى نفس اختيارى است . و معناى اينكه فعل اختيارى نفس است ، اين است كه فعل با اختيار پيشين صادر مى گردد . اما فعل نفس ، يعنى إعمال قدرت ، به خودى خود و بدون واسطه شدن چيز ديگر و بدون نياز به اختيار پيشين