السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

40

جبر و اختيار (فارسى)

ديگر براى نفس اختيارى است . مانند علم كه معلوم به واسطه علم كشف مى گردد و خود علم به خودى خود كشف شده است . و چه بسا اين مقصود از روايت شريف است كه مى فرمايد : « خداوند مشيت را به خودى خود آفريد آنگاه اشياء را به واسطه مشيت آفريد » « 1 » پس توجيه اين روايت به توجيه هاى دورى كه برخى محققين انجام داده اند وجهى ندارد . سخن محقق اصفهانى كه مى گويد : « اراده خداوند كه از افعال اوست ، محال است عين ذات حق باشد ، چون محال است فعل عين فاعلش باشد . بى شك اراده حق قائم به ذات خداوند است . اگر با قديم بودن خداوند اراده نيز قديم بود اين سخن ، سخن اشاعره است كه به قديمى بودن صفات زائد بر ذات اعتقاد دارند و ضرورتاً باطل است و اگر اراده حادث باشد محل آن ، واجب است زيرا اراده به شيىء ديگرى قائم نيست . پس لازم مى آيد واجب محلى براى امور حادث باشد و اين سخن ( كراميه ) است كه قائل به حدوث صفات هستند . » « 2 » اين سخن چنين پاسخ داده مىشود : خواهى دانست كه اراده خداوند از صفات فعل است نه از صفات ذات . و افعال خداوند چون افعال ما نيست بلكه اراده او جز آفرينش و روزى بخشى و ساير

--> ( 1 ) - اصول كافى ج 1 ص 110 باب اراده كه از صفات فعل است و بيان ساير صفات فعل ( 2 ) - نهايه الدرايه ج 1 ص 200 ( در اتحاد و اراده ) جايى كه مى گويد : چهارم : فعلى كه اختيار ناميده مىشود اگر ملاك اختيارى بودن افعال باشد . . .